آیا بهائیان روابط خوبی با رژیم پهلوی داشتند؟
۰۲ فروردين ۱۳۸۵

آیا بهائیان روابط خوبی با رژیم پهلوی داشتند؟

 

·        رژیم پهلوی با بهائیان برخوردی مناسب شرایط سیاسی روز داشت. اگر شرایط سیاسی ایجاب می کرد بر بهائیان بسیار سخت می گرفت.

 

·        امیر عباس هویدا در هیچ برهه از زندگی اش بهائی نبود.

 

·        بهائیان در کابینهء هویدا و دیگر کابینه ها عضو نبودند.

 

·        رضا شاه استقلال مذهبی بهائیان را منافی با دیکتاتوری خود می دید و بر اساس اندیشه انحصار طلبی خود مدارس بهائی را بست. دلیل بستن مدارس بهائی این بود که بهائیان یک روز به خاطر تعطیل مذهبی خود ، مدارس خود را تعطیل نموده بودند.

 

·        همچنین در برخی شهرها ، مغازه داران بهائی را به دلیل تعطیل نمودن مغازه هایشان در ایام تعطیلی مذهبی بهائی ، مورد پیگرد و زندان قرار داد.

 

·         در اواخر دورهء پهلوی اول مسائلی برای بهائیان همه ایران که مربوط به ثبت ازدواجشان بود ، فراهم آورد و بسیاری از بهائیان را به علت نحوه ثبت ازدواج بهائی ، جریمه و زندان نمود.

·        محمد رضا شاه پهلوی در سال 1334 خورشیدی به دلیل سیاست های مملکتی ، دست واعظ مشهور محمد تقی فلسفی را باز گذاشت و به فلسفی اجازه داد که مردم را از رادیو بر ضد دیانت بهائی و بهائیان بشوراند. در همان سال تنی چند از بهائیان در ایران بر اثر این تحریکات به قتل رسیدند.

 

بهائیان هر کجا و تحت هر نوع حکومتی باشند ، نافرمانی از اوامر دولتی را تا آن جا که به اصول اعتقاداتشان لطمه ای وارد نیاید، روا نمی شمارند و در صورت اخیر، اگر فرمانی بر خلاف اعتقادات آنان از مراجع دولتی صادر شد ؛ ابتدا تظلم و احقاق حق و سپس زجر و حبس را بر نافرمانی ترجیح می دهند. گر چه حکومت ها باید چنین شهروندانی را پاس بدارند و مورد احترام قرار دهند ،اما در ایران بهائیان به دلیل این خصلت اجتماعی شان ، معمولا وجه المصالحه نیّت های سیاسی قرار گرفته اند تا ارج گذاری. بر همین اساس می توان گفت حکومت پهلوی اول رفتاری بی منطق نسبت به بهائیان داشت و پهلوی دوم ، رفتاری نادرست و نامنصفانه .

اگر از وقایعی که همواره در ایران بوده و کسی را یارای طرفداری از بهائیان نبوده است، ضرب و جرح های که بر افراد بهائی وارد آمد، شورش هایی که علیه جامعه بهائی رخ داد و قتل هایی که به وقوع پیوست، بگذریم ؛ باید بگویم رضا شاه تا استقلال مذهبی بهائیان را منافی با روش حکومت خود می دید و بر اساس اندیشه انحصار طلبی خود ، دست به کارهایی علیه بهائیان زد. مثلا مدارس بهائی را که به روش نوین درس می دادند را بست. دلیل بستن مدارس بهائی این بود که بهائیان یک روز به خاطر تعطیل مذهبی خود ، مدارس خود را تعطیل نموده بودند و همچنین در برخی شهرها ، مغازه داران بهائی را به دلیل تعطیل نمودن مغازه هایشان در ایام تعطیلی مذهبی بهائی ، مورد پیگرد و زندان قرار داد و یا در اواخر دورهء پهلوی اول مسائلی برای بهائیان همه ایران که مربوط به ثبت ازدواجشان بود ، فراهم آورد و بسیاری از بهائیان را به علت نحوه ثبت ازدواج بهائی ، جریمه و زندان نمود.

اما پهلوی دوم در مقایسه با رفتارهای اجتماعی پهلوی اول ،دوره دشوارتری برای بهائیان بود. نباید تصور شود که اگر بهائیان در دوره پهلوی دوم ، انتشارات محدود داشتند و حظیرة القدسی (مکان اجتماع عمومی) بود که گرد هم جمع می آمدند و ... ، دارای آزادی بودند. البته دکتر ایادی پزشک شاه بهائی بود، باید دانست که شاه از بیم جانش ، به یک دکتر بهائی اعتماد می کرد و نه به خاطر علاقه ای که به جامعه بهائی داشت. ولی همگان شاهد بودند و تاریخ اذعان دارد که در دوره سلطنت همین پادشاه که می دانست بهائیان در صدد آزار او نیستند در سال 1334 به دلیل سیاست های مملکتی، دست در دست واعظ مشهور محمد تقی فلسفی گذاشت و ضربات هولناکی بر پیکره جامعه بهائی ایران وارد ساخت.

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
میهمان  - عهديه |1385-2-5 05:36:40
چرا تشكيلات بهائيت در اوج مبارزات قهرمانانه مردم ايران عليه حكومت ننگين پهلوي ساكت بود و شاهد خاموش به خاك و
خون كشيده شدن هزاران ايراني وطن پرست به بهانه عدم دخالت در سياست بود . بنده به عنوان يك بهائي مايوس و دلزده از
اين تشكيلات يكي از بهترين دوستان خودم را كه يك مسلمان بود از دست دادم ولي از ترس اخراج از بهائيت حتي جرئت شركت
در مراسم ترحيم اين شهيد را نداشتم .در حاليكه حتي يهوديان و مسيحيان در مبارزه عليه شاه فعال بودند . بهتر است فكري
براي صدها نفر از احباي جوان بهائي بكنيد كه دهها سوال لاينحل در ذهن خود دارند.
میهمان  - بهائیان و رژیم پهلوی |1385-2-5 07:08:28
شما به عنوان یک بهائی مسلما با آموزه های بهائی آشنایید و به خاطر داری که در عصر پهلوی در حالی که تمام مردم ایران
از روشنفکران و توده ای ها و چریک ها و مجاهدین و پیروان خمینی همه و همه از ترس دولت و در پی کسب پول و امرار معاش
گروه گروه وارد حزب رستاخیز شدند بهائیان از این کار خودداری کردند و از سیستم تک حزبی دفاع نکردند. بهائیان
بسیاری در دوره پهلوی به همین "جرم" از کار دولتی بر کنار شدند و یا استخدام نشدند. مطمئن باشید تمام حضار در
جلسه ترحیم دوست شهیدتان در شناسنامه مهر حزب رستاخیز را داشتند . احتمالا خود مرحوم شهید نیز عضو جریان رستاخیز
بوده است. شما هم البته باید شهامت معمول بهائیان را اجرا می کردید و به مجلس ختم دوستتان می رفتید. دیدیم که
بهائیان پس از انقلاب اسلامی با چه جرات و شهادتی زیر بار زور نرفتند و چون دیگر دگراندیشان تقیه نکردند. داستان
این آزادگان و زندانیان وجدان حکایتی دیگر است. شما هم باید از هم کیشان خود درس شهامت بگیرید.
Diba |1385-5-20 17:29:18
اگر ممکن است در مورد نماز و روزه در دین بهایی و واجبات دیگر در این دین توضیحات کاملتری بدهید.مثلا در این مورد که
نماز در این دین با نماز مسلمان چه فرق هایی دارد.آیا وضو و طهارت از شرط های آن است؟ نمازهای مختلف چند رکعت هستند
و در ارکان و اذکار آنها چیست؟روزه چه شرایطی دارد؟ آیا غسلهای خاصی در این وجود دارد؟ دین بهایی در مورد مسایل
مالی احکامی شبیه به احکام اسلام در مورد خمس و زکات و .... دارد؟

میهمان  - مبارزه مسلحانه علیه ر |1385-2-5 11:24:02
دوست عزیز بهائی زاده در مورد شرکت نکردن بهائیان در مبارزه مسلحانه علیه رژیم گذشته نوشته بودند. من مطلب شما را
خوب می فهمم چرا که در اوائل انقلاب من هم به همین خاطر از دیانت بهائی کناررفتم و مارکسیست شدم. در ان زمان فکر من
این بود که علت عدم شرکت بهائیان در مبارزه مسلحانه ترس انان از خطر و حفظ کار و کسبشان بود و به همین جهت احترام من
به جامعه و آئین بهائی از میان رفت. اما بخلاف شما پس از مدت کوتاهی فهمیدم که چه اشتباه بزرگی کرده ام و در نتیجه و
با مطالعه بیشتر آثار بهائی آزادانه بهائی شدم. اولین واقعیتی که بطلان اندیشه عجولانه گذشته ام را بر من ثابت کرد
دیدن استقامت و شهامت باورنکردنی و اعجاب اور جامعه بهائی در مقابل امواج طوفان درندگی بر این جامعه مطلوم صلح
دوست بود. دیدم و فهمیدم که تا چه حد در داوری ذهنی خویش نسبت به جامعه بهائی بی انصافی کرده بودم: بهائیان اصول
اعتقادی خود را به قیمت هر درد و مشقتی دنبال کردند و در این راه چنان شهامتی نشان دادند که تاریخ ایران از داشتن
چنین شهروندانی بر خود خواهد بالید که گروهی تا بدین درجه به دنبال اصول اخلاقی و روحانی خود میروند و در اثبات حق
ازادی عقیده جان می دهند. خود به چشم خود دیدم که پدر پیرم که بازنشسته بود و فاقد امکانات مالی حاضر نشد که مخفیانه
در ستون مذهب مسلمان بنویسد تا حقوق بخور نمیرش قطع نشود. دیدم که خواهرم با دو فرزند خردسال به همین ترتتب رفتار
کرد و در نتیجه از بیمارستان اخراج شد. فهمیدم که اگر بهائیان در فعالیتهای سیاسی و خشونت امیز شرکت نمی کردند این
امر بخاطر پایبندی به اصول روحانی ایشان بوده است و نه حفظ مال و جان. آئین بهائی با بیان اصول اجتماعی خود همواره
از ساختار ظلم در جامعه ایران انتقاد کرده است اما به سه علت در فعالیتهای خاص سیاسی شرکت نکرده است: اول انکه
اعتقادش بر این است که راه حل بلند مدت ظلم، تغییر افکار و تقلیب دلها در جهت فرهنگ صلج و وداد است. در این راستا، بی
انکه به گروههای دیگر و روش انها اعتراضی کند، به ترویج اندیشه تقدس انسان، برابری حقوق همگان، دمکراسی، آزادی
عقیده و مذهب و وحدت عالم انسانی نه فقط در ایران بلکه در سرتاسر جهان ادامه می دهد. دوم آنکه متأسفانه نهضتهای
مبارز ایران در بسیاری موارد در عین نفی یک نوع ظلم به دفاع از یک نوع دیگر ظلم پرداخته اند. یادم است که خود من در
ان زمان اگرچه با استبداد رژیم گذشته مخالف بودم (چرا که حضرت بهاءالله اولین ایرانی بود که از دمکراسی سیاسی دفاع
نمود) اما بخوبی می دیدم که گروههای بدیل، خواسته و ناخواسته، از استبدادی دیگر دفاع می کنند و در نتیجه فعالیتی
نمی کردم. دوست عزیز تعجب میکنم که حال که همه روشنفکرانی که قبلا "مبارز" بودند از کردار پیشین خود شرمناکند
شما از عدم شرکت بهائیان شرمنده اید! سوم اینکه در تاریخ ایران همواره نفی هر نهضتی، با چسباندن ان نهضت به آئین
بهائی صورت می کرفت. به همین جهت حتی اگر بهائیان شرکت در فعالیتهای سیاسی را درست هم می دانستند (که نمی دانستند)
باز بهترین خدمتشان به ان فعالیتها ان می بود که در ان شرکت نمی کردند. اما سوال این است که چرا باید در جامعه ایران
حتی در میان برخی از روشنفکرانش هم باید تا بدین حد ناشکیبائی دینی وجود داشته باشد. تا جامعه ایران با این دیو
ناشکیبائی نسبت به جامعه مظلوم بهائی مواجه نشود هیچ نوع اندیشه ازادی و حقوق بشر در ان رشد جدی نکرده است. به یک
سخن، بهائی حتی نفس کشیدنش در ایران نیز بزرکترین حماسه مبارزه علیه تنگ نظری و بیدادگری بوده و می باشد.
میهمان  - عهدیه |1385-2-5 13:59:17
من از پاسخ توجیه گونه شما هرگز راضی نشدم .زمانی که امام خمینی به عنوان یک قهرمان ملی مبارزات علیه شاه را رهبری
میکرد حتی مارکسیستا به رهبری وی گردن نهادند و حتی پیروان دیگر ادیان در راهپیمائیها شرکت میکردند و این مبارزه
یک حرکت ملی بدون وابستگی به هیچ حزب و گروهی بود . بنده بهائی زاده هرگز خاطرات تلخ ضیافتهای احبا بهائی در کوران
انقلاب را فراموش نمیکنم که مبارزات مردم را مسخره و انواع اتهامات را این انقلاب و رهبری آن مطزح میکردند . بنده
هم اکنون از گذشته خود پشیمان هستم و بدون اینکه به آئین خاصی وابسته باشم با اعتقاد به خدای یکتا در خدمت خلق خدا و
مملکت خود مشغول بوده و تنها دلخوشی ام رفت و آمد با گروهی از جوانان بهائی است که نیاز شدیدی به هم صحبتی دارند .
میهمان  - عهدیه عزیز |1385-2-5 14:06:47
بسیاری از ما در آن دوران در ایران بودیم و در فکر روشنگری و ترقی ایران بودیم. تعالیم حضرت بهاءالله چنین ایجاب می
کند. این حرف بی موردی است که بگوئیم بهائیان انقلاب را مسخره می کردند. شما حتما در آن موقع خارج بودی. بهائیان عکس
امام را در ماه نمی دیدند ولی آموزه های بهائی از 140 سال قبل حکومت قانون و مشروطه را تجویز کرده بود. و این در زمانی
که روحانیت شیعه سعی در تثبیت قدرت و همکاری با قاجار داشت. با آرزوی بهترین ها برای تو و رهپویانت.
میهمان |1385-5-20 17:28:32
دوست عزیز !ظاهراًشما چندان هم مطالعات بهائی ندارید زیرا اگر اولیه ترین اصول بهائی را مطالعه کرده بودید می
دانستید که دیانت بهائی یک حزب سیاسی محدود به یک کشور نیست بلکه نهضتی جهانی است که انسانها را به صلح وآرامش و
هماهنگی و همزیستی "مسلالمت آمیز "دعوت می کند و چنین دعوتی ذاتاً نمی تواند با انقلاب و خشونت سازگار باشد.
حال اگر پیروان سایر ادیان در ایران طرز تفکر دیگری دارند به خودشان مربوط است و تعیین کننده خط مشی بهائیان
نیست.موفق باشید..
میهمان  - عهدیه |1385-2-6 07:33:52
امید وارم تاب تحمل انتقادات دلسوزانه و تذکرات مشفقانه یک دختر دل شکسته را داشته باشید واین مطالب را قطع
ننمائید . از زمانیکه بنده در لجنه جوانان خدمت میکردم و قبل از آن در کلاسهای درس اخلاق بهائی به ما تعلیم میدادند
که تحری حقیقت یکی از تعالیم بهائیت است و هم اکنون هم به آن اعتقاد قلبی و عملی دارم . بر همین اساس زمانی که بعد از
پیروزی انقلاب به آمریکا مهاجرت کردم با شور و اشتیاق فراوان در محافل شرکت میکردم ولی هرگز رنج ودرد مردم قهرمان
ایران را فراموش نمیکردم .آن زمان که کشور عزیز ما تحت تهاجمات پی در پی حکومت صدام بود وکشور ما احتیاج به دفاع
داشت تشکیلات بهائیت فقط به فکر خودش بود . حتی ایرانیان بی خط وشاید مخالف چمهوری اسلامی از کمک به جبهها خودداری
نمیکردند
امید وارم این انتقادات بی پرده و جسورانه من مورد سانسور و بازنگری و یا عدم درج در این سایت که به نظر
میرسد روش اعتدال و آزاد اندیشه ای را دنبال میکند قرار نگیرد .

.********************************************
***********
************************************* *******************

ویراستار نگاه: چندین نفر از گروه نگاه در دورهء جنگ در ایران بودند و دو
نفر از ما هم در جبهه ها در دههء 1360 حاضر بودیم. تعدادی هم از بهائیان در جبهه ها کشته شدند. سخن شما مشخص می کند که
شما در ایران نبودید و با جامعه بهائی آشنا نیستید. در ضمن همین افرادی که در جبهه ها حاضر بودند و داوطلبانه از مرز
و بوم کشور دفاع می کردند سال پیش از آن توسط دولت جمهوری اسلامی از شرکت در کنکور محروم شده بودند! این بی سابقه
است که گروهی را دولت به دلیل بهائی بودن از شرکت در کنکور مجروم کند و پدران و برادران آنها را به دلیل بهائی بودن
بکشند ولی توقع داشته باشد که در دفاع مقدس شرکت کنند هیچ گروه ایرانی چنین کاری نکرد ولی بهائیان کردند و البته
پاداش گرفتند. شکنجه بیشتر، اعدام بیشتر، عدم پذیرش در دانشگاه ها، بستن دانشگاه بهائی،اخراج بچه ها از دبستان و
دبیرستان و...شما که اذعان می کنی که از ترس در جلسهء ترحیم دوستت در دوران پهلوی شرکت نکردی محلی از اِعراب برای
ایراد به کسانی که از آزادی وجدان و عقیده با قربانی جان دفاع می کنند ندارید. شما می نویسید که "آن زمان...
تشکیلات بهائیت فقط به فکر خودش بود". گویا شما فراموش کرده ای که تمام بیانیه های جامعه یهائی اشاره به ستایش
ایران و نقش بهائیان در بلندی مقام ایران داشت و اگر هم سخنی در تظلم گفته می شد در احقاق حق قشر آسیب پذیر ومستضعف
بود. البته در آن زمان سه محفل ملی را یکی پس از دیگری دولت اسلامی دستگیر کرده بود و اعضای آن را کشته بود و تشکیلات
بهائی تعطیل بود گرچه گویا این کشتارها شما را زیاد ناراحت نمی کند. با آرزوی بهترین ها برای یک دختر دل شکسته و
مشفق.
میهمان  - عهدیه خانم |1385-2-6 13:40:16
با انکه دنبال کردن گفته های "عهدیه خانم" و پاسخهای به آن بسیار سرگرم کننده و گاهی خنده اور است اما چون ممکن
است برخی خوانندگان متوجه حقیقت مطلب نشوند این توضیح را لازم میدانم. شخصی که بنام عهدیه می نویسد مرد ریشداری
است که مسلمان و مسلمان زاده است (اگرچه در منطق تقلیدی وی این دو یکی است یعنی تنها دلیل مسلمان بودنش این است که
مسلمان زاده است نه انکه هرگز شخصا به دنبال حقیقت بوده باشد) و هرگز هم در هیج ضیافت بهائی حضور نداشته است. این را
هر بهائی که پیام این "خانم" را می خواند بلافاصله می فهمد چراکه این شخص صحبت از مسخره کردن انقلاب و رهبر آن
در زمان انقلاب در ضیافتهای بهائی می کند. همه بهائیان می دانند که این حرف جز یک افترا و دروغ مغرضانه که دشمنان
بهائی می خواهند به خورد مردم ناآگاه بدهند بیش نیست. بنا به اصول اعتقادات بهائی -همان اصولی که جامعه دلاور بهائی
ایران بخاطر انکه حاضر نیست در موردشان سازش کند آماج هر نوع ستم وحشیانه شده است- هرگز در هیچ جلسه بهائی صحبت از
سیاست نشده و نمی شود چه رسد به مسخره کردن انقلاب و رهبر آن! این اتهام، سخن آدم بی رحم مغرضی است که دگر اندیش را
واجب القتل می شمارد و نفی هر نوع اصول حقوق بشر را جشن می گیرد و ان را مبارزه برای عدالت می خواند. اما سوال این
است که این شخص که تمام رسانه های عمومی ایران در خدمت اهداف او و حمله ناجوانمردانه وی و مانندهایش بر بهائیان
است چرا باید از بحث انسانی و تحقیقی در سایت نگاه چنین به هراس بیفتد که برای افترا زدن ناچار خود را بهائی زاده
قلمداد کند و دروغ ببافد و فکر کند که خوانندگان این افترائات را باور خواهند کرد زیرا ایشان جنسیت خود را عوض کرده
و تظاهر به بهائی بودن کرده است؟ او می داند که وقتی بی پرده افترا می زند پاسخش داده می شود و دروغش فاش می گردد پس
ناجوانمردانه مانند زلیخا دست به این حقه های بی فرهنگ می زند تا جلوی بحث ازاد و تحقیقی را بگیرد. او (و همکارانش)
که در روزنامه هائی مانند کیهان هرچه می خواهد علیه بهائیان می بافد چرا انقدر از این سایت می ترسد و چرا به هزار
تزویر دست می زند که در ذهن خوانندگان القاء افترا نماید؟ به امید ان روز که نویسندگی نه حرکت ضربات چماق بدستان
بلکه آوای دلنشین مدافعه حقیقت و حقوق بشر باشد.
میهمان  - نمازو روزه و عبادات |1385-2-10 20:39:18
نمازو روزه و عبادات درجواب پرسش کننده ارجمند سایه خانم در دیانت بهاءی عبادات و روزه و نماز و حج و زیارت جای
خاصی دارد هدف از نماز و روزه و عبادت را تزکیه نفس ونزدیک شدن به حضرت حق می دانیم نه فقط تکرارالفاظ و کلمات آری
دردیانت بهاءی نماز روزانه وجود دارد و همچنین مناجات ها و اذکار بسیاری علاوه بر نماز نیز وجود دارد و همچنین
روزه در دیانت بهاءی نوزده روز است و عید نوروز عید صیام یا عید روزه ی بهاءی است
شاد تندرست باشید
میهمان  - در پاسخ به پرسش سایه خ |1385-2-10 08:56:39
نمازهاي‌ واجب‌ روزانه‌

در دين‌ بهائي‌ سه‌ نماز كوچك‌ و متوسط‌ و بزرگ‌ وجود دارد كه‌ هر فرد بهائي‌
بايد يكي‌ از آنها را در شبانه‌روز بخواند.
نماز كوچك‌ كه‌ روزي‌ يك‌ بار از ظهر به‌ ظهر تلاوت‌ مي‌شود:

أشهد يا إلهي‌ بانّك‌ خلقتني‌ لعرفانك‌ و عبادتك‌. أشهد في‌ هذا الحين‌ بعجزي‌ و قوّتك‌ و ضعفي‌ و اقتدارك‌
و فقري‌ و غنائك‌. لا إله‌ إلاّ أنت‌ المهيمن‌ القيّوم‌.
( مضمون‌ فارسي‌: اي‌ پروردگار من‌! گواهي‌
مي‌دهم‌ به‌ اين‌ كه‌ مرا براي‌ شناسايي‌ و پرستش‌ خود آفريدي‌. در اين‌ لحظه‌ گواهي‌ مي‌دهم‌ به‌
ناتواني‌ خويش‌ و توانايي‌ تو و ضعف‌ خود و اقتدار تو و نيازمندي‌ خويش‌ و بي‌نيازي‌ تو. نيست‌ خدايي‌ جز تو
كه‌ نگهدارنده‌ و استوار است‌.)
نماز متوسط‌ كه‌ روزي‌ سه‌ بار در بامداد و حين‌ ظهر و شامگاه‌ تلاوت‌
مي‌شود:

 ] و من‌ أراد أن‌ يصلّي‌ له‌ أن‌ يغسل‌ يديه‌ و في‌ حين‌ الغسل‌ يقول‌ [ :
ال'هي‌ قوّ يدي‌
لتأخذ كتابك‌ باستقامة‌ لاتمنعها جنود العالم‌ ثمّ احفظها عن‌ التّصرّف‌ فيما لم‌ يدخل‌ في‌ ملكها. انّك‌
انت‌ المقتدر القدير.

] و في‌ حين‌ غسل‌ الوجه‌ يقول‌ [ :
أي‌ ربّ وجّهت‌ وجهي‌ اليك‌. نوّره‌ بانوار وجهك‌
ثمّ احفظه‌ عن‌ التّوجّه‌ الي‌' غيرك‌.

] و بعد له‌ ان‌ يقوم‌ متوجّهاً الي‌ القبلة‌ و يقول‌ [ :
شهد
اللّه‌ انّه‌ لا إل'ه‌ الاّ هو. له‌ الامر و الخلق‌. قد أظهر مشرق‌ الظّهور و مكلّم‌ الطّور الّذي‌ به‌ أنار
الافق‌ الاعلي‌' و نطقت‌ سدرة‌ المنتهي‌' و ارتفع‌ النّدآء بين‌ الارض‌ و السّمآء قد أتي‌ المالك‌ الملك‌ و
الملكوت‌ و العزّة‌ و الجبروت‌ للّه‌ مولي‌ الوري‌' و مالك‌ العرش‌ و الثري‌'.
] ثم‌ يركع‌ و يقول‌ [ :

سبحانك‌ عن‌ ذكري‌ و ذكر دوني‌ و وصفي‌ و وصف‌ من‌ في‌ السّم'وات‌ و الارضين‌.

] ثم‌ يقوم‌ للقنوت‌ و
يقول‌ [ :
يـا الـ'هي‌ لاتخيّب‌ من‌ تشبّث‌ بأنامل‌ الرّجآء بأذيال‌ رحمتك‌ و فضلك‌ يا أرحم‌ الرّاحمين‌.


] ثم‌ يقعد و يقول‌ [ :
أشهد بوحدانيّتك‌ و فردانيّتك‌ و بانّك‌ انت‌ اللّه‌ لا الـ'ه‌ الاّ انت‌. قد أظهرت‌
أمرك‌ و وفيت‌ بعهدك‌ و فتحت‌ باب‌ فضلك‌ علي‌ من‌ في‌ السّم'وات‌ و الارضين‌. و الصّلو'ة‌ و السّلام‌ و
التّكبير و البهآء علي‌' اوليآئك‌ الّذين‌ ما منعتهم‌ شئونات‌ الخلق‌ عن‌ الاقبال‌ اليك‌ و انفقوا ما
عندهم‌ رجآء ما عندك‌. انّك‌ انت‌ الغفور الكريم‌.
( مضمون‌ فارسي‌: ] و كسي‌ كه‌ اراده‌ نموده‌ نماز
گزارد، بر اوست‌ كه‌ دستهايش‌ را بشويد و در هنگام‌ شستن‌ آنها بگويد [ :
اي‌ خداي‌ من‌! دستهايم‌ را نيرو
بخش‌ تا كتابت‌ را برگيرم‌ با آن‌ پايداري‌اي‌ كه‌ لشگريان‌ جهان‌ دستهايم‌ را از گرفتنش‌ باز ندارند. سپس‌
آنها را از تصرّف‌ بر آنچه‌ كه‌ مالك‌ نيستند، محافظت‌ بفرما. بدرستي‌ كه‌ تو بسيار توانا و نيرومندي‌.
] و در
هنگام‌ شستن‌ صورت‌ خويش‌ گويد [ :
اي‌ پروردگار! رويم‌ را به‌ سوي‌ تو گردانيدم‌. آن‌ را به‌ نور رويت‌
تابناك‌ كن‌. سپس‌ آن‌ را از روي‌ نمودن‌ به‌ سوي‌ غير خود محافظت‌ كن‌.
] و سپس‌ بر اوست‌ كه‌ بايستد، رو
به‌ سوي‌ قبله‌ كند و بگويد [ :
خداوند گواهي‌ مي‌دهد كه‌ پروردگاري‌ جز او نيست‌. عالم‌ امر > = پيامبران‌ < و
خلق‌ > = بندگان‌ < از آنِ اوست‌. به‌ تحقيق‌ محل‌ تابش‌ ظهور و سخنگوي‌ طور ظاهر شد. كسي‌ كه‌ افق‌ اعلي‌ به‌
وجودش‌ روشن‌ شد و سدرة‌المنتهي‌ > = درختي‌ كه‌ خداوند در آن‌ به‌ حضرت‌ موسي‌ تجلّي‌ نمود < به‌ سخن‌
درآمد و ندا ميان‌ زمين‌ و آسمان‌ بلند شد. به‌ تحقيق‌ دارندة‌ اين‌ جهان‌ و آن‌ جهان‌ آمد و عزّت‌ و عظمت‌
خاص‌ خداوندي‌ است‌ كه‌ سرور بندگان‌ است‌ و صاحب‌ عرش‌ و جهان‌ خاكي‌ است‌.
] سپس‌ به‌ ركوع‌ رفته‌ و
بگويد [ :
پاك‌ و منزّه‌ هستي‌ از ذكر من‌ و ذكر غير من‌ و وصف‌ من‌ و وصف‌ آنچه‌ در آسمانها و زمينهاست‌.
]
سپس‌ براي‌ قنوت‌ بايستد و بگويد [ :
اي‌ خداي‌ من‌! كسي‌ را كه‌ با انگشتان‌ اميد به‌ دامنهاي‌ رحمت‌ و
فضلت‌ چنگ‌ زده‌ است‌، نااميد مكن‌ اي‌ مهربان‌ترين‌ رحم‌كنندگان‌!
] سپس‌ بنشيند و بگويد [ :
بر يگانگي‌
و يكتايي‌ تو گواهي‌ مي‌دهم‌ و بر اين‌ كه‌ توئي‌ پروردگار و خداوندي‌ جز تو نيست‌. همانا امر خود را آشكار
كردي‌ و به‌ پيمان‌ خويش‌ وفا نمودي‌ و درِ بخشش‌ خود را بر هر كه‌ در آسمانها و زمينهاست‌، گشودي‌. درود و
سلام‌ و تكبير و درخشش‌ نور بر دوستانت‌ باد! آناني‌ كه‌ نيازهاي‌ دنيوي‌ ايشان‌ را از روي‌ آوردن‌ به‌ سوي‌
تو باز نداشت‌ و آنچه‌ را دارا بودند، به‌ اميد دستيابي‌ به‌ آنچه‌ كه‌ نزد تو است‌، بخشيدند. به‌ درستي‌ كه‌
توئي‌ آمرزنده‌ و بسيار بخشنده‌. )
نماز بزرگ‌ را هر هنگام‌ و هر وقت‌ كه‌ انسان‌ در خود حالت‌ اقبال‌ و
خضوع‌ مشاهده‌ نمايد، مي‌تواند ادا كند
میهمان  - آذر |1385-2-10 11:09:24
اين جملات و ايات عربي كه شما در توضيح نماز در ائين بهائي ذكر كرديد نشانه اينستكه اين به اصطلاح دين جديد هم يك
دين عربي زده و وارداتي به مملكت عزيز ايران با آن سابقه درخشان تمدني است .فعلا جوانان ما ديگر حوصله
اينجملات
عربي مربي را ندارند . ضمنا ميخواستم بدانم اين قبله شما كجاست .

*************ویراستار***********
*** *****
EDITOR

انهایی که
عرب ستیزند و حوصله خواندن درست واژه های عربی را ندارند می توانند نماز بهائی را به زبان انگلیسی بخوانند. چون دین
بهائی جهانی است خداوند بهائیان را محدود به فراگیری یک زبان نکرده است
ترجمه های پذیرفته شده این نمازها همچون
خود نماز به زبان اصلی حاوی محتوای روحانی و عرفانی آن است. با سپاس .
میهمان  - آذر |1385-2-10 16:17:18
اولا تکلیف امثال بنده که انگلیسی نمیدانیم و از زبان؟
عربی هم خوشمان نماید چیست
ثانیا در مورد قبله بهائیان به
سوال من جواب ندادید.
میهمان  -  پاسخ به آذر خان م |1385-2-11 23:34:48
در پاسخ به پرسش نیکو و نغز آذر خانم در باره نماز و مناجات به زبان پارسی و قبله به عرض می رسانم که قبله ی بهاءیان
آرامگاه حضرت بهاءالله است چون آذر خانم می گویند که انگلیسی نمی دانند و از زبان عربی هم خوششان نمی آید دو
مناجات کوتاه به زبان پارسی بی هیچ واژه تازی از حضرت عبدالبهاء برای آذر خانم و دوستان دیگر می آوریم درود بر شما
و جانتان خوش باد به نام يزدان مهربان.
پاک يزدانا, خاک ايران را از آغاز مشکبيز فرمودی و شورانگيز و دانش خيز و
گوهر ريز. از خاورش همواره خورشيدت نور افشان, و در باخترش ماه تابان نمايان. کشورش مهر پرور و دشت بهشت آسايش پر گل
و گياه جان پرور. و کهسارش پر از ميوه ی تازه و تر, و چمن زارش رشک باغ بهشت. هوشش پيغام سروش و جوشش چون دريای ژرف پر
خروش.
روزگاری بود که آتش دانشش خاموش شد و اختر بزرگواريش پنهان در زير روپوش باد بهارش خزان شد, و گلزار دلربايش
خارزار. چشمه ی شيرينش شور گشت, و بزرگان نازنينش آواره و در به در هر کشور. دور پرتوش تاريک شد و رودش آب باريک.
تا
آنکه دريای بخششت به جوش آمد و آفتاب دهش دردميد و بهار تازه رسيد. و باد جانپرور وزيد و ابر بهمن باريد و پرتو آن
مهرپرور تابيد. کشور بجنبيد و خاکدان گلستان شد و خاک سياه رشک بوستان گشت. جهان جهانی تازه شد و آوازه بلند گشت.
دشت و کهسار سبز و خرم شد و مرغان چمن به ترانه و آهنگ همدم شدند. هنگام شادمانی است, پيغام آسمانی است, بنگاه
جاودانی است. بيدار شو, بيدار شو!
ای پروردگار بزرگوار! حال انجمنی فراهم شده و گروهی همداستان گشته که به جان
بکوشند تا از آن باران بخششت بهره به ياران دهند و کودکان خود را به نيروی پرورشت در آغوش هوش پرورده رشک دانشمندان
نمايند. آئين آسمانی بياموزند و بخشش يزدانی آشکار کنند.
پس ای پروردگار مهربان! تو پشت و پناه باش و نيروی بازو
بخش تا به آرزوی خويش رسند و از کم و بيش در گذرند و آن مرز و بوم را چون نمونه ی جهان بالا نمايند. ع ع


پروردگارا
كردگارا, ای يزدان من و خداوند مهربان من!
اين فارسيان ياران ديرينند و دوستان راستان خاور زمين. شيفته و آشفته ی
روی تو اند و سرگشته و گمگشته ی كوی تو. سالهای دراز نگران روی تابان تو بودند و در آتش مهر سوزان تو. پس دری بگشا و
پرتوی ببخشا تا دلها آسمان گردد و جانها گلستان. توئی توانا توئی بينا. ع ع
میهمان  - قبله در پاسخ به آذر خا |1385-2-12 09:09:26
قبله در پاسخ به آذر خانم قبله یک سمبل و نشانه است ودستور واراده و فرمان خداوند می تواند آن را عوض کند ما انسان
ها را نمی رسد که به حکم خدا چون و چرا کنیم همه می دانیم که مسلمین اولیه و خود حضرت پیغمبر ص به مدت شانزده سال رو
به قبله ی یهود یعنی رو به بیت المقدس نماز می گزاردند تا اینکه در سال سوم هجری یک روز در وسط نماز نا گنهانی فرمان
خداوند رسید که رو به خانه کعبه در مکه باید نماز بگزارند پیروز و شاد و سر بلند باشید درود بر شما
میهمان  - آذر |1385-2-31 15:42:28
بنده با علاقه فراوان مطالب منقول از عهدیه را دنبال میکردم چون ایشان در یکی از گروههای گفتگو در سایت یاهو با کمک
تعدادی از دوستان مسلمان و بهائی اش مطالبی تحت عنوان افشاگری سایت نگاه را درج کرده است .من فکر میکنم این تقصیر
خود شما بود که به ایشان تهمت زدید و بجای شنیدن حرفهای منطقی و بی آلایش او که شاید میتوانست موجب جذب وی به شما
گردد
مدارا و سلم کلید کشف حقائق است .
*********************************************** ****
آذر گرامی تریبون باز است . ایشان هرچه می
خواستند نوشتند در طرفداری از نظام جمهوری اسلامی و حمله بر تشکیلات بهائی. ولی با اندکی پرس و جو معلوم شد ایرادات
ایشان ساختگی بود. در ضمن هئات دبیران حق دارد که نظم و عدالتی را در سایت برقرار کند. ایشان ایراد می گرفتند که چرا
بهائیان با شاه مبارزه نکردند ولی کشتن بهائیان توسط جمهوری اسلامی را قابل ایراد نمی دانستند. حالا امیدوارم
ایشان به افشا گرائیهای خود ادامه بدهد.مراتب سپاس ما را به ایشان نیز ابلاغ کنید.
میهمان  - ساخت خارجی |1385-3-9 14:53:09
تا آنجائی که ما میدانیم باب و بهاء مانند زرتشت ایرانی بودند و در ایران زاده شدند و مذهب بهائی در ایران تاسیس
شده.
و حال شیعه که امروزه در ایران حاکم بر جامعه و سیاست هست یک مذهب برخاسته در عربستان و عراق است. و کسانی که
ایرانیان را شیعه کردند یک سلسله ترک بوده اند. پس آیا شیعه از طرف قدرتهای خارجی بر ایران تحمیل نشده است؟

موفق
باشید.
میهمان |1385-3-5 17:45:13
ای دوست بسیار سوال باهوش ومناسب و بجایی کرده ای
میهمان  - دادن اطلاعات |1385-3-8 02:17:30
من به سفارش یکی از دوستانم با سایت شما اشنا شدم ونمیدام ا داستان این سایت چیست.بهتر .کمی برایم توضییح دهید
كيا  - كنارگذاشتن كدورتها |1385-5-22 19:22:05
بادرود وعرض خسته نباشي خدمت شما دست اندركاران اين سايت وزين ـ از اينكه باحوصله و متانت جواب يك يك اين بندگان
خدا را ميدهيد جاي سپاس فراوان وجوددارد ـ من اخيرا باسايت وزين شما آشنا شدم آخر مدت زيادي نيست كه در رحمت الهي
از طريق ديانت شريف بهائي به رويم باز شده و واقعا كه ديني كامل ومژده آورنده صلح و صفا براي انساني كه به رشد و
بلوغ رسيده است مي باشد بغير از آن جهان ما هميشه درحال جنگ ونزاع و اختلاف خواهد بود اميدوارم كه همه كدورتها كنار
گذاشته و بدون تعصب در جستجوي حقيقت باشند..برايتان آرزوي موفقيت دارم سعي خواهم كرد ارتباطم را باشما گسترش داده
و از اين طريق بر آگاهي و دانش خود افزوده باشم...ممنون و متشكر
امیر دباغ تفرشی  - دفاع در برابر حملات |1385-8-7 09:31:06
امروزه

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."