پاسخ به شبهات ، آري يا نه
نوشته شده توسط دبیر
۲۵ شهريور ۱۳۸۶

 

پاسخ به شبهات ، آري يا نه

تاريخ 160 ساله امر در ايران، همواره شاهد فراز و نشيب هاي بسيار بوده است و همواره معاندين امرالله در تلاش بوده اند كه به هر طريق ممكن ضرباتي را پر هيكل نباض امر الهي در موطن جمال مبارك وارد سازند. اشاعه اكاذيب و نشر مفتريات عليه ديانت بهايي ، يكي از اقدامات هميشگي مخالفين بوده است، كه اكنون شاهديم دوباره بر تلاش خود افزوده اند و اين معاندتها مجددا اوج گرفته است. حال، مدتي است كه از انتشار وي‍‍‍‍‍‍‍‍ژه نامه روزنامه جام جم در مورد بهاييان مي گذرد و در اين مدت، در مورد اين ويژه نامه ازجانب بهاييان اظهار نظرهاي گوناگوني بيان گرديده است.

برخي معتقدند كه بايد به مقابله با اين مفتريات پرداخت و به تمام تهمتهاي آن يك به يك پاسخ داد و عده اي برآنند كه اين مجادلات ثمري ندارد وتنها باعث خواهد شد كه اذهان احبا از اهداف متعالي ديانت بهايي منحرف گردد و حتي جواناني را كه به پاسخگويي برمي آيند از اين كار نهي مي كنند.

به نظر مي رسد كه جريان وقايعي كه در ادوار مختلف روي داده است بهترين راهنما براي پاسخگويي به اين سوال مي باشد، زيرا كه تارخ همواره در حال تكرار است و تنها صورت حوادث متغير مي باشند، چنانكه حضرت ولي امرالله در بيان دوران سجن حضرت اعلي در ماكو مي فرمايند:"... در حقيقت ايام سجن مبارك (حضرت اعلي) را مي توان با دوران شديد سرگوني حضرت بهالله در ارض سر ومخالفت عبدالعزيز سلطان مستبد عثماني و دو وزير خودخواه و مغرور وي ، عالي پاشا و فوادپاشا مشابه دانست ،همچنين آن را با تاريكترين ايام حضرت عبدالبها در ارض اقدس تحت مخالب عبدالحميد پليد و جمال سفاك مماثل شمرد."1

مشاهده مي شود كه تارخ داراي مشابهت هاي بسياري است و معاندتهايي كه با امرالله صورت مي گيرد و بلايايي كه بر احبا وارد مي گردد  سابقه اي در گذشته داشته است و در آينده نيز خواهد داشت.چنانچه حضرت عبدالبها در ذكر مصيبتهايي كه پس از صعود جمال مبارك بر ايشان وارد گرديده است مي فرمايند: " ... در آتش مي سوختم و مي ساختم و مي گريستم و مي زيستم ، بعد ملاحظه گرديد كه بلايايي كه بر جمال قدم وارد، يك يك مستولي بر اين عبد مي گردد تا آنچه در علو ربوبيت ظاهر گشته پي در پي انعكاساتش در دنو عبوديت نمايان و عيان شود. صورتي در زير دارد آنچه در بالاستي... "2

نشر اكاذيب عليه امرالله از همان بدايت اظهار امر حضرت اعلي در ايران آغاز گرديده است و هر وقت كه اشتهار نام و مقبوليت عام امرالله در بين نفوس باعث استيحاش اصحاب تشريع و تنفيذ گرديده به نحوي واكنش نشان داده اند و بر امحاي امر الهي كوشيده اند.چنانكه بعد از مجلس تبريز و اعلام علني حضرت اعلي و ادعاي مهدويت ايشان، علماء مجتهديت و فقهاي معتبرين " ... واويلا و وامذهبا و واشريعتنا در مجامع و مساجد و محافل فرياد نمودند و رووساي بابيها در مقابل رسائل تاليف نمودند وبه حسب فكر خويش اجوبه ترتيب دادند..."3

در دوران حيات عنصري حضرت بهاالله ، شاهد چنين شبهه پراكني هايي مي باشيم كه در بسياري از اوقات خود حضرت بهاالله شخصا آقدام به پاسخگويي كرده اند، هر چند كه ايشان شاهد و مطلع بر غرض ورزي و عدم انصاف معترض  بوده اند. در كتاب بديع مي فرمايند: "... چون اين عبد ملاحظه نمود كه آنچه مرقوم داشته ازفطرت ظاهرنشده بلكه از كلمات كاذبه انفس مشركه بوده كه در نزد تو مذكور داشته اند، لذا خالصا لوجه الله وحبا لك لازم شد كه جواب مذكوردارم ، كه شايد بقوه رب الارباب حجاب اعظم و سبحات جلال را به انامل قدرت و انقطاع شق نمايي و به مقري كه مقدس از ذكر و اشاره وكلمات و عبارت است  صعود نمايي وسباحان قلزم كبريايي وطايران هواء عز رباني را ازطيوران ظلماني تميزدهي . اگر چه مشاهده مي شودكه حجاب اكبر بصرت را از منظر اكبر به كلي محروم نموده ."4

حضرت عبدالبها در برابر انتشار كتاب سيد مهدي دهجي عليه امرالله ، كه آن را طنين ذباب بل اضعف از آن مي دانسته اند مي فرمايند: "خلاصه از بدايت عالم تا يومنا هذا كتابي به اين اراجيف وهذيان تاليف نشده ولي مولف را گمان كه در ايران ابلهان بي پايانند. شايد نادانان اين كتاب را مدار دليل و برهان نمايند،هيهات هيهات ... آن كتاب نسخ متعدده اش به ايران رفته زيرا به هر جا فرستاده اند.يك جلد از آن كتاب را به دست آريد و مجتمعا جواب آن مفتريات را درنهايت بلاغت با سهل عبارت مرقوم فرماييد. كار اين كار است زيرا نتيجه دارد ... من شب و روز دقيقه آرام ندارم  ... والا خود مينگاشتم."5

ملاحظه گرديد كه در هر دوره مفتريات معاندين و فساد ايشان ، توسط احباي الهي و حتي خود مظاهر مقدسه مقابله گرديده است و هيچگاه سكوت اختيار نشده است. پس در اين دوره نيز لازم است كه ياران الهي با تمام قوا به مقابله با اشاعه اين مهملات پردازند و بر رد من رد علي الله آنچه مي توانند بنويسند.

افشين خسروي

1-     قرن بديع ،جلد 1 ، صفحه 120

2-     رحيق مختوم جلد 1 ،صفحه 174

3-     مقاله شخص سياح ،صفحه 29

4-     كتاب بديع ،صفحه 2

5-     مائده آسماني جلد 5، صفحه 209

 

 

 

 

 

 

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
simingorgi |1386-6-25 10:35:09
من هم با شما موافقم به نظر نمي رسد بين اهداف متعالي امر بهائي كه انتشار اخلاق و اداب الهي است با رفع اتهامات و
تهمت هائي كه به اين امر مبارك وارد مي شود مباينتي وجود داشته باشد . البته طبيعي است كه اعتدال در هر كاري اصل
اساسي مي باشد

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."