زنان و فرآیند صلح
نوشته شده توسط دبیر
۲۱ تير ۱۳۸۷

زنان و فرآیند صلح

  یکی از اموری که مشارکت فعال زنان در نقش های مدیریتی ، علی الخصوص تصمیم گیری های اساسی جامعه به همراه می آورد ، تحقق و تسریع فرآیند صلح عمومی در سطوح ملی و بین المللی می باشد. هنگامی که به زنان فرصت های کافی داده شود تا استعدادهای خود را شکوفا کنند و همگام با مردان در اداره امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشورمشارکت فعال نمایند، تغییراتی اساسی در ساختار جامعه ، موسسات و ارگان های اداره کننده و خط مشی های جامعه ایجاد می گردد که به رفع تعصبات ملی، نژادی، دینی و ... منجر خواهد شد. استعدادهای روحانی، عاطفی و احساسی زنان ، جامعه را به سوی رفاه و آسایش رهنمون می سازد. رقابت های مخرب جای خود را به مشارکت های سازنده در ساخت جامعه نوین می دهد ، جنگ و خون ریزی در سطح کلان جای خود را به صلح وآرامش می دهد، در سطح خرد هم جنایت و خشونت به عطوفت و محبت بدل می گردد و همه این تحولات، نوید بخش دنیایی زیبا وآرام برای همه ساکنان زمین  خواهد بود.

   زنان فطرتاً از جنگ، خون ریزی، خشونت، رقابت مخرب و مواردی از این دست بیزار هستند  و طبیعتاً متمایل به صلح و آرامشند. هیچ مادری وهیچ همسری هیچ گاه در طول تاریخ از از دست دادن فرزند و همسر در جنگ ها ، خشنود نگشته است، جنگ هایی که اغلب به دست مردان و در جهت کشور گشایی و منفعت طلبی ، آغاز گشته است. مشکل این جاست که هیچ گاه به زنان فرصت تصمیم گیری و نقش های کلیدی داده نشده است تا از آن جلوگیری نمایند.

  در ادامه بخش هایی از  یکی از بیانیه های جامعه بین المللی بهائی در این راستا، که در کنفرانس ها و وجوامع بین المللی ارائه شده ، انتخاب گشته است. این بیانیه ها ماحصل یادگیری و تجربه هزاران مؤسسه و افراد فعال در زمینه ترقی زنان در اغلب نقاط عالم است که در چارچوب مفهومی مبتنی بر آثار مؤسسین آئین بهائی در حال خدمت به عالمیان و رفاه نوع انسانند و چکیده مشترک این تجربه جهانی در این بیانیه ها گردآوری شده است. 

"... جامعه بهائی به جدیت، امر خطیر فراهم نمودن موقعیت مساوی برای زنان را در جایگاه تصمیم گیری دنبال می کند . بهره مندی از موقعیت مساوی زنان در تصمیم گیری ها، عنصری حیاتی در جهت حصول وحدت جهانی است، همانطور که [حضرت] بهاءالله در یک قرن پیش فرمودند : رفاه بشریت، صلح و امنیت آن حاصل نمی شود مگر زمانی که وحدت بشر کاملاً استقرار یافته باشد .

  تغییرات تکان دهنده و حیرت انگیز در سالهای اخیر چهره جامعه را عمیقاً دگرگون نموده و نوع بشر را به اضطراب انداخته است . هر کسی بر روی این کره خاکی، به نوعی از فرو پاشی مؤسّسات مذهبی و سیاسی که در گذشته تأمین کننده ثبات و آرامش بوده اند، متأثّر گردیده است .

  این آشفتگی ها هر قدر در نظر مردم آزار دهنده است به همان اندازه بهائیان به آنها به عنوان زمینه ساز فرآیند تأسیس یک نظم نوین اجتماعی می نگرند که می تواند صلحی پایدار را پشتیبانی نماید . تأسیس صلحی پایدار مستلزم تحوّل و دگرگونی جهانی است . یک دگرگونی بر اساس عدالت که در بر دارنده آموزش همگانی، کاهش فقر و ترک تعصّبات عمیق و ریشه دار باشد .

  در زمانی که قهر و غلبه و تهاجم، اعتبار خود را به عنوان ابرازهای حلّ مسائل دشوار از دست داده اند، خصائصی دیگر مانند توانایی آمیختن درک درونی به دیگر فرآیندهای عقلانی و مهارت در ایجاد ارتباط و همکاری و تشریک مساعی که زنان از آنها بهره بیشتری دارند و در آنها تواناتر هستند اهمیت بیشتری پیدا می کنند . بنابراین هر چقدر شمار بیشتری از زنان در مراکز تصمیم گیری پذیرفته شوند، مشورت با بهره گیری از دیدگاه های تازه درخشان تر می شود و یک جوّ اخلاقی و روانی انتشار می یابد که سبب ظهور نیروهای محرّکه جدید برای حلّ مسائل شود.  بنابراین داخل نمودن زنان در امر تصمیم گیری مستقیماً بر صلح و کسب تسریع در فرآیند تأسیس صلح تأثیر می گذارد .

  پیشرفت جامعه انسانی به همکاری مشترک مردان و زنان بستگی دارد، بنابراین هر دو باید به  طور مساوی ترقّی نمایند . زنانی که از فرصت های مساوی برای تحصیل بهره مند شده اند ثابت نموده اند که با مردان از جهت خلاقیت و ظرفیت های فکری مساوی هستند . مردان باید پیشرفت و ترقّی کامل زنان را تسهیل و تشویق نمایند. لذا زنان نیز باید مردان را در جهت رشد به سوی این وضعیت جدید جامعه حمایت و پشتیبانی نمایند . این ضروریات در اطلاّعاتی که در گزارش دبیر کلّ در موضوع " صلح، زنان و فرآیند صلح " ارائه شد، منعکس شده است . این گزارش خاطرنشان می سازد که زنان در طول تاریخ همیشه در صف مقدّم جنبشها و حرکتهای طالب صلح بوده اند . این گزارش به دقّت و به طور مستدل کوششهای دلیرانه و مداوم آنان را در جهت خاتمه جنگ از طریقی که برای آنان فراهم بوده و عمدتاً طُرُق غیر دولتی بوده اند نشان می دهد . این گزارش همچنین بیان می کند زنان به عنوان محقّق در امر صلح معمولاً شیوه کلّ نگری را برگزیده اند مبنی بر اینکه تحقّق صلح حقیقی مستلزم حذف تمامی اشکال ظلم و تعدّی و تبعیض می باشد . این شیوه بخصوص برای مواجهه با مشکلات بهم پیوسته این زمان بسیار مناسب است ، معذلک همانطور که این گزارش با تأسّف متذکّر می شود ، زنان هنوز عملاً در فرآیند صلح در سطوح عالی و رسمی حضور ندارند .

  باوجود بحث و مذاکرات منطقی و مستدل در جهت وارد نمودن زنان در عرصه تصمیم گیری  هنوز مقاومتی تقریباً غیرارادی در این مورد وجود دارد . کنار گذاشتن زنان از مشورت در امور مهمه در اکثر فرهنگ ها آنچنان عمیق و دیرینه است که تغییر آن جز با تعمّق و تلاش آگاهانه در جهت وارد نمودن آنان در این عرصه ممکن نیست . این تغییر حتی زمانی که به طور داوطلبانه و ارادی به عهده گرفته می شود ندرتاً در آغاز مثبت ارزیابی می شود بلکه، عمیقاً آنرا دست و پاگیر می یابند . بهائیان تصدیق می کنند که تغییرات بنیانی در روشهای ارتباط انسانها با همدیگر لازم و اجتناب ناپذیر است ولی البته این امر یک شبه حاصل نمی شود . انتقال به یک تساوی کامل بین زنان و مردان یک فرآیند تحوّل تدریجی است و مستلزم آموزش و بردباری با خود و دیگران و همچنین عزمی خلل ناپذیر است.

  در جامعه جهانی بهائی تلاش هایی از مدّتها قبل برای داخل نمودن زنان در تصمیم گیری های جمعی انجام گرفته است، مشارکت زنان به عنوان یک جزء اساسی از حرکتی  پویا که به تدریج جوامع بهائی سراسر جهان را متحوّل می سازد شناخته شده است . نیروی بنیادی که این حرکت ایجاد می کند، در فرآیند تصمیم گیری بیشتر از موارد دیگر مشهود است . یک روشی که ذاتاً مشورتی و مشارکتی است .

  ما به گرمی توسعه صندوق زنان سازمان ملل متّحد را برای کوشش های خلاّقش در جهت وارد نمودن زنان در جمیع جنبه های جامعه می ستائیم و کمیسیون و صنعت زنان و دیگر مؤسّسات مربوطه را در جهت ادامه کوشش های حیاتی شان برای شرکت دادن زنان در فرآیند صلح در تمام سطوح ترغیب می کنیم .

  همچنین ما از کشورهای عضو درخواست می کنیم که مشارکت همه جانبه زنان در امور را یک هدف ملّی قرار دهند و اقدامات مؤثّری در جهت داخل نمودن هر چه بیشتر زنان در جمیع سطوح تصمیم گیری مبذول نمایند . "

"بیانیه مکتوب خطاب به سی و هفتمین اجلاس کمیسیون وضعیت زنان سازمان ملل دستور جلسه فقره پنجم از اولویتها : صلح : زنان و فرآیند صلح ، اطریش – وین . 15 مارس 1993"

به امید روزی که با مشارکت زنان در سطوح عالیه تصمیم گیری، صدای هیچ گلوله ای آرامش کودکی را به هم نزند.

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Eghbali  - صلح اصغر |1387-4-22 09:37:45
حضرت بهاءالله استقرار صلح عمومی را طی دو مرحله پی در پی بشارت داده اند . در مرحله اول صلح سیاسی تحقق خواهد
پذیرفت که میتوان آنرا صلح اصغر نامید , در این مرحله مشکلات عالم آنقدر تزاید می یابد تا سیاستمداران را مجبور به
عقد عهدنامه و پیمانهای بین المللی جهت همکاری در حل مسایل جهانی و از میان برداشتن خطر جنگ میسازد , لکن این صلح
سیاسی نمیتواند پایدار بماند . ( پیام صلح صفحه ۱۱
Eghbali  - صلح اصغر و صلح اکبر |1387-4-22 09:40:49
صلح جهانی در دو مرحله بوجود خواهد آمد . ابتدا دوره صلح اصغر خواهد بود که طی آن جنگها و خونریزی ها به پایان
خواهد رسید و حکومتهای جهان در امور سیاسی با هم متحد خواهند شد , در این مرحله جهان مانند جسدی فاقد از روح خواهد
بود , هنگامی که بهاییان جهان نفس حیات را که عبارت از عشق حضرت بهاءالله است بر آن بدمند آنگاه از خواب غفلت بیدار
شده , دوره صلح اکبر یا عصر طلایی آغاز خواهد شد . ( اصول دیانت بهایی صفحه ۲۹
Equal Wings  - نقل از لعيا |1387-4-24 00:26:20
" فكر مي‌كنم يكي از اصول جنبش حمايت از حقوق زنان بايد حمايت از صلح باشد. چون جنگ دقيقا يكي از مصيبت‌هايي است
كه بيش از همه براي زنان فاجعه بار است:«زنان و مخصوصا زنان فقير بخش بي اندازه سنگيني از فشار تحميل شده از طريق
جنگ را بر دوش مي‌كشند. اين مساله تا حدودي به اين دليل است كه درصد رو به تزايدي از قربانيان جنگ را غيرنظاميان
تشكيل مي‌دهند. سربازان جنگي غالبا مرد هستند اما غيرنظاميان آسيب‌پذير غالبا (نه انحصارا) زنان و كودكان هستند.
از آنجا كه اكثر جنگ‌هاي اخير در كشورهاي در حال توسعه يا توسعه نيافته (كشورهاي جنوب) رخ داده است، بيشتر زنان
جنوبي آسيب ديده‌اند.

توليد ابزار نظامي سود قابل توجهي را براي سرمايه‌گذاران شمالي، كه قطعا چند زن نيز در
بين آن‌هاست به ارمغان مي‌آورد. همچنين براي طبقه متوسط شمالي كه در بخش تحقيقات و توسعه كار مي‌كنند و هم براي
افراد كم سوادتر كه وارد ارتش مي‌شوند و يا در كارخانه‌هاي توليد اسلحه كار مي‌كنند، شغل ايجاد مي‌كند. با اين
حال زنان و مخصوصا زنان فقير، از فرصت‌هاي شغلي ايجاد شدهاز طريق توليدات نظامي سهم كمتري دارند در حالي كه آن‌ها
بيشتر از مردان از تخصيص درآمدهاي ملي به ارتش به جاي خدمات اجتماعي رنج مي‌برند؛ چرا كه مسئوليت‌هاي اوليه
بچه‌داري زنان، اغلب آن‌ها را ناچار مي‌كند بيشتر از مردان به خدمات اجتماعي مانند: خدمات مسكن، بهداشت و آموزش
متكي باشند. هزينه‌هاي بالاي نظامي در اكثر مناطق جهان، منابع را از فعاليت‌هاي مولد منحرف مي‌كند. زنان فقير
ساكن كشورهاي جنوبي؛ بهاي گزافي براي نظامي‌گري مي‌پردازند، سلامت، بهداشت عمومي و تهيه مستمر غذا را تحت تاثير
قرار داده و باعث تداوم وابستگي جنوب به شمال براي بقا و ساخت جنگ افزارهاي پيشرفته شده است. نظامي‌گري دليل عمده
مقروض شدن جنوب است و كشورهاي جنوبي را در برابر شرايط دشوار وام‌گيري آسيب‌پذير كرده است. نظامي‌گري همچنين
آلاينده محيط زيست است.

از سوي ديگر نظامي‌گري باعث تنزل مقام زنان مي‌شود زيرا دولت‌هاي نظامي اغلب از
ايدئولوژي‌هاي مردسالاري حمايت مي‌كنند كه مردان را اغلب به عنوان جنگجو تعريف كرده و از اين طريق فرهنگ خشونت
را ارتقا مي‌دهند. اين فرهنگ به شكل خشونت بر عليه زنان به خيابان‌ها و خانه‌ها سرايت مي‌كند..."
Equal Wings  - نقل از علی اصغر سیدابادی |1387-4-24 00:27:09
"چرا جنبش زنان به خشونت و پوپولیسم کشیده نمی شود؟

اگر جنبش زنان را به عنوان یک جنبش اجتماعی بررسی کنیم و با
جنبش های دیگر اجتماعی مثل جنبش کارگران و حتی دانشجویان مقایسه کنیم به نکته ای مهم می رسیم که من تا همین امشب
درباره اش فکر نکرده بودم .

امشب جایی بودیم و بحث بر سر زنان بود و این که دموکراسی در غیبت زنان ممکن نیست و بیش
از این که زنان به دموکراسی نیاز داشته باشند این دموکراسی است که به حضور زنان نیاز دارد و از این قبیل چیزها . من
اما به ذهنم رسید که این جنبش نه در ایران که در کشورهای دیگر نیز کم تر به خشونت کشیده است و حتی کم تر به سوی
پوپولیسم گرایش پیدا کرده است و هر چه به ذهنم فشار آوردم که نمونه تاریخی پیدا کنم که جز این باشد به یادم نیامد ،
در حالی که نمونه هایی از جنبش های دانشجویی و کارگری می توانستم پیدا کنم.

من به طور دقیق نمی دانم دلیلش چیست ؟
شاید در نقشی باشد که در سالیان دراز برای زنان تعریف شده است و نا خودآگاه است. این را یکی از زنان حاضر در پاسخ من
گفت ، اما دوست دیگری بلافاصله پرسید :یعنی اگر جنبش زنان درباره این ویژگی اش آگاهی پیدا کند به خشونت یا پوپولیسم
تن در می دهد؟ پاسخ منفی بود . من اما همان جا به موضوع دیگری هم فکر کردم ، موضوعی که چندان تازگی ندارد ، اما مهم
است . در جنگ و خشونت و انقلاب بیش از همه زنان آسیب می بینند . به نظر من جنگ و خشونت و انقلاب پدیده هایی مردانه اند
. شاید از این روست که جنبش زنان به صلح و محیط زیست و اصلاحات بیش تر توجه می کند تا به راه هایی که به جنگ منتهی می
شود ..."

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."