سياست
نوشته شده توسط دبیر
۲۶ آبان ۱۳۸۵
دوست عزیز در مورد شرکت نکردن بهائیان در مبارزه مسلحانه علیه رژیم گذشته نوشته بودند. من مطلب شما را خوب می فهمم چرا که در اوائل انقلاب من هم به همین خاطر از دیانت بهائی کناررفتم و مارکسیست شدم. در ان زمان فکر من این بود که علت عدم شرکت بهائیان در مبارزه مسلحانه ترس انان از خطر و حفظ کار و کسبشان بود و به همین جهت احترام من به جامعه و آئین بهائی از میان رفت. اما بخلاف شما پس از مدت کوتاهی فهمیدم که چه اشتباه بزرگی کرده ام و در نتیجه و با مطالعه بیشتر آثار بهائی آزادانه بهائی شدم.

 اولین واقعیتی که بطلان اندیشه عجولانه گذشته ام را بر من ثابت کرد دیدن استقامت و شهامت باورنکردنی و اعجاب اور جامعه بهائی در مقابل امواج طوفان اعتساف و درندگی بر این جامعه مطلوم صلح دوست بود. دیدم و فهمیدم که تا چه حد در داوری ذهنی خویش نسبت به جامعه بهائی بی انصافی کرده بودم: بهائیان اصول اعتقادی خود را به قیمت هر درد و مشقتی دنبال کردند و در این راه چنان شهامتی نشان دادند که تاریخ ایران از داشتن چنین شهروندانی بر خود  خواهد بالید که گروهی تا بدین درجه به دنبال اصول اخلاقی و روحانی خود میروند و در اثبات حق ازادی عقیده جان می دهند. خود به چشم خود دیدم که پدر پیرم که بازنشسته بود و فاقد امکانات مالی حاضر نشد که مخفیانه در ستون مذهب مسلمان بنویسد تا  حقوق بخور نمیرش قطع نشود. دیدم که خواهرم با دو فرزند خردسال به همین ترتتب رفتار کرد و در نتیجه از بیمارستان اخراج شد. فهمیدم که اگر بهائیان در فعالیتهای سیاسی و خشونت امیز شرکت نمی کردند این امر بخاطر پایبندی به اصول روحانی ایشان بوده است و نه حفظ مال و جان. آئین بهائی با بیان اصول اجتماعی خود همواره  از ساختار ظلم در جامعه ایران انتقاد کرده است اما به سه علت در فعالیتهای خاص سیاسی شرکت نکرده است: اول انکه اعتقادش بر این است که راه حل بلند مدت ظلم، تغییر افکار و تقلیب دلها در جهت فرهنگ صلج و وداد است. در این راستا، بی انکه به گروههای دیگر و روش انها اعتراضی کند، به ترویج اندیشه تقدس انسان، برابری حقوق همگان، دمکراسی، آزادی عقیده و مذهب و وحدت عالم انسانی نه فقط در ایران بلکه در سرتاسر جهان ادامه می دهد. دوم آنکه متأسفانه نهضتهای مبارز ایران در بسیاری موارد در عین نفی یک نوع ظلم به دفاع از یک نوع دیگر ظلم پرداخته اند. یادم است که خود من در ان زمان اگرچه با استبداد رژیم گذشته مخالف بودم (چرا که حضرت بهاءالله اولین ایرانی بود که از دمکراسی سیاسی دفاع نمود) اما بخوبی می دیدم که گروههای بدیل، خواسته و ناخواسته، از استبدادی دیگر دفاع می کنند و در نتیجه فعالیتی نمی کردم. دوست عزیز تعجب میکنم که حال که همه روشنفکرانی که قبلا "مبارز" بودند از کردار پیشین خود شرمناکند شما از عدم شرکت بهائیان شرمنده اید!  سوم اینکه در تاریخ ایران همواره نفی هر نهضتی، با چسباندن ان نهضت به آئین بهائی صورت می کرفت. به همین جهت حتی اگر بهائیان شرکت در فعالیتهای سیاسی را درست هم می دانستند (که نمی دانستند) باز بهترین خدمتشان به ان فعالیتها ان می بود که در ان شرکت نمی کردند. اما سوال این است که چرا باید در جامعه ایران حتی در میان برخی از روشنفکرانش هم باید تا بدین حد ناشکیبائی دینی وجود داشته باشد. تا جامعه ایران با این دیو ناشکیبائی نسبت به جامعه مظلوم بهائی مواجه نشود هیچ نوع اندیشه ازادی و حقوق بشر در ان رشد جدی نکرده است. به یک سخن، بهائی حتی نفس کشیدنش در ایران نیز بزرکترین حماسه مبارزه علیه تنگ نظری و بیدادگری بوده و می باشد.

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
peyman |1385-8-26 11:57:19
كساني كه در امور سياسيه دخالت مي كنند براي موفقيت در اهدافشان و زسيدن به مقاصدشان دست به اعمالي مي زنند كه با
روش بهائيان كه همواره تعليم و تربيت و روش هاي روحاني است متفاوت بلكه مغاير است
ایرانزاد  - راههای مبارزه |1385-8-26 16:47:25
بادرود دربرابرغاصبان ایران باتعارف نمیتوان کارابه سرانجام رساند ادب بسیارخوب است امامگرعمرماچندتابهاره
asadi digar |1385-8-26 17:02:54
سلام
اول از هر چیز خوشحال می شوم بدانم اشکالی ندارد یک مسلمان در وبلاگ شما نظر می دهد یا مطلبی را بیان می
کند؟

در مورد بحث صورت گرفته شایان ذکر است که خود مسلمان ها از حرکتی که انجام داده اند پشیمان می باشند
در
زمانی که عده ای برای پیشبرد اهداف خود دست به فعالیت های سیاسی می زنند و از واژه های مانند شجاع بودن ، استوار
بودن ، غیرتمند بودن ، خدا و دین سوء استفاده می کنند تنها کاری که می توان انجام داد جدا شدن از این عده و تصمیم
گیری دور از احساسات و بر مبنای واقع گرایی می باشد حال آیا بهائیان جز این کرده اند ؟
آدم کشی و خون و خونریزی آیا
شجاعت است ؟ ویران ساختن و عوام گرای آیا غیرتمندی است؟ دروغ گفتن و فریب دادن آیا راه راست و اعمال مورد پسند خدا
است ؟ سوء استفاده از دین آیا دینداری است؟
همایون |1385-8-26 17:13:31
اگر تنها راه مبارزه با ستم از راه سیاست میبود آنوقت شاید بهاییان بدین راه متوسل میشدند ولی حال که چنین نیست و
این فاسدترین راه است همان به که بهاییان به اهداف والای خود ادامه دهند۱
سیامک خادمی نژاد  - با سپاس |1385-8-29 06:43:18
در این دوران عقلانیت و آگاهی جای خود را به هیجانات و شورهای می دهد و همینها هم عاقبت نهایی جریان انقلاب را رقم
زدند
سردبیر  - با سپاس |1385-8-29 17:23:13
درود بر شما
dabeer 2 |1385-9-2 07:51:24
در اوائل انقلاب من از دیانت بهائی کناررفتم و مارکسیست شدم. در ان زمان فکر من این بود که علت عدم شرکت بهائیان در
مبارزه ترس انان از خطر و حفظ کار و کسبشان بود پس از مدت کوتاهی فهمیدم که چه اشتباه بزرگی کرده ام و با مطالعه
بیشتر آثار بهائی آزادانه بهائی شدم.
جواد  - سنای آمریکا و بیانیه ج |1385-9-2 08:02:40
http://nedaye-doost.blogfa.com/
فاني  - دربارهء"يبصط" |1385-9-3 08:18:33
ميليونر عزيز
نمي دانم بهايي هستيد يا نه. راجع به يبصط نظر خواسته بوديد تا جواب بهايي پژوهي را بدهيد. اگرچه روح
بهايي زياد موافق اين قبيل مباحث نيست، ولي چون حضرات بهايي پژوهي راستهء كارشان همين است بد نيست براي ايشان
بنويسيد پس چرا كلمات ديگر از ريشهء بسط در قرآن مجيد همه با سين نوشته شده؟ و بد نيست سري هم به الاتقان سيوطي
بزنيد.ضمناً به حضرات بهايي پژوهي بنويسيد در حديث است كه "ربّ تال القرآن و القرآن يلعنه". همچنين بنويسيد
حضرات لازم نيست از قرآن دفاع كنند و بر كتب بهايي ايراد بگيرند. آن وقتي كه دار و دستهء بهايي پژوهي 1400 سال پيش
قرآن را اساطير اولين مي گفتند و به آيات مباركش ايراد مي گرفتند به حقيقت قرآن هيچ خدشه اي وارد نمي شد، چنانكه
الآن هم نمي شود. در مورد آثار بهايي و تمام كتب آسماني نيز جريان همينطور است. جمله ادراكات بر خرهاي لنگ/حق
سوارباد پرّان چون خدنگ (اين شعر از عرفاي ربّاني اسلام است، اشتباه نشود) هم شما را و هم بهايي پژوهان را دوست
دارم. راه فهم حقايق معنوي فقط تقوي است و بس. و به بهايي پژوهان بنويسيد "العاقبة للمتقين"(براي تعريف متقين
رجوع كنيد به نهج البلاغهء اسدالله الغالب الذي يفرّ منه المفترون و الكاذبون والمكّارون، خطبهء هََمّام)
دوستدار شما 110
dabeer |1385-9-4 04:13:29

محفل تذکر بهائی همان جلسه یادبود است و در آن انسان مرحوم را به خاطر می آورد و به پاس حیات این جهانی او از او یاد
می شود و اولویت حیات روحانی را نیز یادآوری می کند. مجلس ختم در اسلام شیعه بیشتر سوک نشینی مرگ شخص است و شاید
کمتر توجه به جنبه زندگی اخروی دارد.
milyooner |1385-9-4 17:50:29
دوست عزیز با سپاس از شما همین موارد را برای آنها ذکر کرده ایم اما دوستان حرفهای دیگر میزنند که جز طفره از بحث
اصلی نمیتوان به آن چیز دیگری گفت و خودتان میتوایند در سایت ساغر ادامه مباحث را دنبال کنید.

www.saghar.org
نون و القلم |1385-9-5 16:18:52
http://nedaye-doost.blogfa.com/
Paltalk forum  - تالار پالتاک |1385-9-9 04:04:18
بهائیان و ایران
http://www.politics-bahaee.blogfa.com/
hamed |1385-9-11 22:30:32
یکی از مسائل داخلی مهم ایران مربوط می شود به وضعیت اقلیتهای مذهبی کشور. مساله اقلیتها از معضلاتی است که
روشنفکران، اصلاح طلبان و گروه های سیاسی ایرانی شاید کمتر از آنچه باید و شاید به آن بها داده اند.
سردبیر |1385-9-13 07:47:21
http://www.aftab-magazine.com/articles/2006092.htm l
Azad  - نسیت صهیونیزم |1385-9-13 12:23:08
http://nedaye-doost.blogfa.com/post-7.aspx
محمد علي |1385-9-14 09:09:19
بنام خدا
باسلام لطفابدوسوال اينجانب پاسخ فرماييد 1- ادعاياادعاهاي باب ازاغازدعوت تاپايان عمرچه بوده
است2-دليل يادلايل ادعاي ايشان چه بوده است سپاسگزارم

نون و القلم |1385-9-20 05:33:35
اگر حضرت بهاالله را دولت قاجار و روحانیت شیعه زندانی و به اجبار و زور تبعید به شام و سوریه کردند - حضرت محمد که
از روی میل و اراده در معراج به بیت المقدس رفتند. آیا سفر حضرت محمد به بیت المقدس را نیز باید در راستای حضور
صهیونیزم محک زنند؟
صبا |1385-10-24 08:14:21
http://politics-bahaee.blogfa.com/post-13.aspx

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."