عدم عضویت زنان در بیت العدل اعظم
نوشته شده توسط دبیر
۰۱ دي ۱۳۸۵

تورج امینی

1/10/1385

 

        

         عدم عضویت زنان در بیت العدل اعظم

 

                             

     بابیان و بهاییان در ایران از نخستین گروه هایی بوده اند که در باره حقوق زنان و سپس تساوی آن با حقوق مردان سخن گفته اند. در آیین اسلام آن چه که رایج و عرف جمیع جوامع اسلامی بوده و هنوز هست ، ما به نام عدم تساوی حقوق زن و مرد می شناسیم و بزرگترین نشانه چنین نابرابری ، بحث هایی است که امروزه اسلام شناسان و خصوصا اصلاح طلبان صورت می دهند. حتی اگر تمام شواهد تاریخی در ظلم به مقام اجتماعی زنان را در جوامع اسلامی نادرست و جعلی بخوانیم ، این سؤال مطرح می شود که واقعا اگر آیین اسلام زن و مرد را در حقوق اجتماعی برابر می دانست ، چه لزوم داشت که این همه در باره آن بحث شود؟ و این در حالی است که دو نفر بهایی هیچ گاه بر سر این که حقوق زنان و مردان در آیین بهایی مساوی است ، بحث نمی کنند.

     آیین بابی سد عدم تساوی را در جامعه اسلامی شکست ، اما در این آیین ، اعلان برابری بین زنان و مردان در حقوق اجتماعی صورت نگرفت. دلیل آن نیز ساده است. آیین بابی یک آیین ساختارشکن بود و برای مواجهه با فرهنگ اجتماعی که در ایران تمکن حاصل نموده بود ، ابتدا نیاز به یک نظم سنت شکن داشت و نه به تعالیم ساختاری. همین خصوصیت مهم در آیین بابی ، مجال عملکرد را برای سنت شکنی همچون جناب طاهره فراهم نمود تا در بدشت ، حجاب از چهره برگیرد و بدین شکل نسخ اسلام را به جمع بابیان اعلان نماید. کشف حجاب جناب طاهره به هیچ وجه به معنای تساوی حقوق زن و مرد نیست و در آن زمان نیز نبود. چنان که در تواریخ بهایی مندرج است ، برخی از بابیان در آن جمع به این دلیل که به اشتباه آیین بابی را دنباله اسلام و نه پایان اسلام می دانستند ، به خاطر کاری که جناب طاهره کرد ، حتی دست از آن آیین کشیدند.

گر چه حضرت باب تلویحا و تصریحا با ارزش دادن به وجود جناب طاهره ، خرده گیری های بابیان را کم رنگ نمودند ، ولی مجال مناسب و زمان کافی برای حضرت باب به دست نیامد تا اگر قصدی برای اعلان تساوی حقوق اجتماعی زن و مرد نیز داشتند ، به مؤمنان خود ابلاغ دارند. به همین خاطر ، سیر منطقی عملکرد جناب طاهره در آیین بهایی به ثمر نشست و دیانت بهایی به این علت که ضمن ساختار شکنی های متعارف خود ، زمان لازم را برای ارائه تئوری های ساختاری نیز داشت ، حضرت بهاءالله "تساوی حقوق رجال و نساء" را از دانه ای که جناب طاهره کاشته بود، به ثمر نشاندند.

    نکته ظریفی در این میان موجود است که کمتر بدان پرداخته می شود. اگر امروزه در ایران اسلامی، در تلویزیون و رادیو، به راحتی و سادگی سخن از حقوق زنان و ارزش دادن به مقام زن مطرح می شود، تماما نتیجه همان ساختارشکنی آیین بابی و همین تئوری پردازی است که بهاییان صورت داده اند. میوه ای چنین شیرین در فرهنگ جدید اجتماعی که اینک دل از بسیاری از مردمان ربوده، به خاطر همه رنج هایی است که این دو طایفه در طول زمان پس از ظهور بدیع تحمل نموده اند. بحث و ارائه شواهد تاریخی در این باره ، خارج از موضوعی است که می خواهم در باره آن بنگارم.

    با این که در ایران بانی و منادی تساوی حقوق رجال و نساء جامعه بهایی است ، اما در سال های اخیر بسیار رایج شده است که مخالفان آیین بهایی به یکی از دستورات دینی این آیین ایراد وارد می سازند و آن را نشانه ای برای عدم تساوی حقوق زن و مرد ( و بالتبع به گمان خودشان وجود تناقض در دستورات آیین بهایی ) می گیرند و آن حضور نداشتن زنان در مجمع بیت العدل اعظم است. مخالفان می گویند اگر زنان و مردان در حقوق اجتماعی برابرند ، پس چرا زنان نباید بتوانند عضویت بیت العدل را احراز نمایند؟

     برای جواب دادن به این اعتراض ، لازم نیست زیاد به خودمان زحمت بدهیم و سخنان عرفانی و مذهبی بر روی هم بگذاریم. نخست باید ببینیم که شبهه اندازان و وارد کنندگان ایراد از چه طایفه اند. مسلمان اند یا معتقد به دیگر ادیان ابراهیمی؟ سکولار هستند یا سوسیالیست؟ و یا هر چیز دیگر. اگر پرسشگران از طایفه پیروان ادیان سامی اند که به سادگی می توان به ایشان گفت: شما بروید و فکری به حال مشکلات خودتان بکنید که اگر در آیین بهایی تساوی حقوق اجتماعی بین زن و مرد هم برقرار نبود ، شما به هیچ وجه نمی توانستید به موضوعی که ما خودمان در سیر ادیان مطرح کرده ایم ، ایراد وارد کنید. هر چه نباشد ، در باز پس دادن حقوق اجتماعی به زنان ، آیین بهایی ده سر و گردن از شما بالاتر است.

    اما اگر سؤال کنندگان از کسانی هستند که آب و نان رنسانس را خورده و حالا فربه ، سکولار و یا فمنیست شده اند ، به آنان عرض می کنیم که ایراد شما به این دلیل صورت گرفته است که نظم بهاءالله را درک نکرده اید و سیستم تشکیلات بهایی را با آن چه که خودتان به راه انداخته اید ؛ مشابه پنداشته ، مخلوط کرده و نتیجه غلط گرفته اید. این که زنان اصلا عضو تشکیلات بهایی باشند یا نباشند ، به هیچ وجه ارتباط ، مخالفت و تنافری با داشتن و نداشتن حقوق اجتماعی مساوی با مردان ندارد. در آیین بهایی عضویت در تشکیلات بهایی ، یک حق اجتماعی نیست ؛ بلکه نوعی مسؤولیت ، خدمت و کار بدون مزد است.

    معمولا کسانی که به آیین بهایی در باره عضویت نداشتن زنان در بیت العدل ایراد وارد می کنند ، سیستم انتخابات و تشکیلات مملکتی خود را بهترین نوع و عالی ترین سیستم می پندارند و به همین علت ساز و کارهای موجود را نیز کامل ترین روش برای اداره امور جامعه می شمارند. بدون مجامله بگویم که این کسان اصلا خوششان می آید که کسی بیاید و با وعده های سر خرمن مقداری به آنان امیدهای واهی بدهد و پس از آن که نام خودش را در بوق و کرنا کرد و عکس هایش را به در و دیوار شهر چسباند ؛ بروند و به او رأی بدهند و پس از چند سال از کرده خود پشیمان شده و چشم به بوق و کرناهای دیگری بدوزند تا آن دیگر نیز با حرف های نامعلوم و نامتعین مدتی همان کسان را به نوعی دیگر سرگرم و مشغول کند!

    تمام این ساز و کارهای معمول و خوشایند! در نظام انتخاباتی دموکراسی های رایج در دنیا ، به این خاطر است که اعضای مجالس پارلمانی ، رؤسای جمهور و .... ، پس از به کرسی نشستن و قدرت را به دست گرفتن ، هم حقوق ماهیانه می گیرند ، هم به رفقای خود مجال قدرت یابی می دهند و هم از امکانات قدرت استفاده می نمایند تا رقیبان را از میدان بیرون کنند. این نقطه که نامش "سیاست" است ، مهم ترین نقطه تفاوت در نظم اداری آیین بهایی با نظام های رایج دنیا است. نفهمیدن و ندانستن این تفاوت ، نتیجه اش ایراد فوق الذکر است.

    در تشکیلات بهایی ، ( چه عضویت در محافل محلی یا ملی و چه عضویت در بیت العدل اعظم ) ، هیچ کس به این خاطر که عضو تشکیلات شده است ، حقوق دریافت نمی کند. این میدان ، میدان وقت گذاشتن بدون اجر و این مجال ، مجال خدمت است و نه هیچ چیز دیگر ؛ که برای رسیدن به آن بهاییان بخواهند پشت تریبون رفته و وعده های بی سر و ته و واهی به مردمان بدهند! به همین دلیل است که در انتخابات بهایی به هیچ وجه پروپاگاند و تبلیغات وجود ندارد و به همین دلیل است که اگر برآیند خواسته های افراد بهایی در یک جامعه تعلق به حضور کسی در تشکیلات بگیرد ، آن شخص باید خود را برای خدمت به جامعه بهایی آماده کند و البته به جز موانع فوق العاده ، راهی هم برای فرار ندارد و در آیین بهایی استعفا از عضویت در تشکیلات ، کاملا منتفی و خارج از حوزه اعتقادی است.

    اگر کسی قرار است عضو تشکیلات بشود ( چه زن و چه مرد ) ، نه تنها گرفتاری های روزانه خود را دارد بلکه در واقع زمان استراحت خود را نیز مجبور می شود به خدمت به آیین بهایی و بهاییان اختصاص دهد. به عنوان مثال اعضای محفل ملی کشورها به این خاطر که عضو محفل شده اند ، کسی به آنان پول نمی دهد ، بلکه همه ، سر و کار و زندگی خود هستند و بر اساس یک قرار توافقی ، در هفته یا ماه ، به دور هم جمع می شوند و به امورات جامعه بهایی کشور خود رسیدگی می نمایند. زنان اگر شاغلند و یا خانه دار ، وقتی به عضویت تشکیلات در می آیند ، بهانه ای برای این که کار خود را رها کنند و شانه از مسؤولیت های روزمره زندگی خالی کنند ، ندارند. عضویت در تشکیلات بهایی ، بار اضافه جسمانی است بر دوش بهاییان تا بار روحانیت خود را بیفزایند و خدمتی به مردمان دیگر بنمایند.

    عضویت در تشکیلات بهایی شأن ، شغل و مقام نیست که کسی آن را به عنوان حق اجتماعی محسوب دارد و بخواهد برای رسیدن به آن پا را بر دوش دیگران بگذارد و بالا برود. اگر بخواهم خیلی ساده بگویم که غیر بهاییان نیز متوجه شوند ، عضویت در تشکیلات بهایی ، یک نوع گرفتاری بدون دستمزد است مضاف بر گرفتاری های دیگر زندگی!

 

    بنابراین اگر در آیین بهایی حکم شده که زنان عضو بیت العدل نباشند ، در واقع به آنان لطف شده است و نه اجحاف. این حکم را می توان نوعی از معافیت دانست و نه ارزش ننهادن به مقام زن ، همان گونه که در برخی از احکام دیگر نیز معافیت از اجرا شامل حال آنان شده است. من تا زمانی که حافظه ام یاری می کند ، به خاطر نمی آورم که کسی مثلا از معافیت دوران سربازی ناراحت شده و علیه حکومت شورش کرده باشد که چرا دولت یک حق اجتماعی! را از او دریغ داشته است؟ چیزی که من دیده ام سر و دست شکستن برا یگرفتن معافیت و یا فرار از خدمت سربازی بوده است!

   علی رغم آن چه که مخالفان می پندارند ، این حکم در ادبیات بهایی ، برای زنان بار ارزشی دارد و نوعی فضل است که شامل حال زنان بهایی شده و البته به همین سبب ، عضویت مردان در بیت العدل اعظم ، هیچ گونه مقام روحانی ( و حتی غیر روحانی ) محسوب نمی شود که کسی بخواهد دنباله رو افراد عضو بیت العدل شده و دار و دسته های مذهبی راه بیندازد! موقعیت و احترامی که اعضای محافل روحانی و یا بیت العدل اعظم در میان بهاییان دارند ، فقط به خاطر نسبتی است که آنان با آن "مجامع" دارند و نه عضویت در آن مجامع. به عبارت دیگر "محافل" و "بیت العدل اعظم" است که در فرهنگ بهایی اهمیت منحصر به فرد دارند و نه اعضای داخل آن. آن اعضا چه زن و چه مرد ، وقتی از مجمع بیرون آمدند ، در حقوق اجتماعی همسان و برابر با کسانی هستند که عضو تشکیلات نیستند. در سیستم نظم اداری بهایی ، راه برای رانت خواری به طور کل بسته است.

    هم در جامعه بهایی و هم در اجتماع انسانی آن قدر کارها هست که اگر زنان بخواهند خودی نشان بدهند و حقوق خود را افزایش داده ، براعتبارات اجتماعی شان بیفزایند ، بتوانند خود را به آن کارها مشغول ساخته و پیشرفت را نصیب خود کنند. من تا به حال مشاهده نکرده ام که زنان بهایی گله ای از عدم عضویت خود در بیت العدل کرده باشند و اگر بکنند جای تعجب است. این گله ظاهرا از جانب کسانی است که آیین بهایی را قبول ندارند ، ولی دلشان برای زنان بهایی می سوزد!

اگر زنی از زنان بهایی چنان سرشار از شوق خدمت شد که خواست مانند اعضای بیت العدل ( که تمام وقت و آسایش خود را می گذارند تا به امورات بهاییان دنیا رسیدگی کنند ) به بهاییان خدمت کند ، هزاران راه و صدها کار وجود دارد تا بتواند به فرموده حضرت بهاءالله به عالم انسانی خدمت نماید.

    برخی از زنان بهایی نیز اگر احساس یا تصور می کنند که با عضو شدن در بیت العدل اعظم بر مقام و حقوق اجتماعی ایشان افزوده می شود ، باید بدانند که در اشتباه هستند و اگر روزی فرا رسد که عضویت در تشکیلات بهایی برای بهاییان وجاهت اجتماعی به بار بیاورد و به همین خاطر بهاییان برای رسیدن به آن وجاهت ، تبلیغات کنند و با هم بستیزند ، به یقین بدانید که زمان ظهور پیغمبر بعدی فرا رسیده است.

 

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
spring  - women in the UHJ |1385-10-1 14:36:21
http://www.saghar.org/modules.php?name=Forums&file =viewtopic&t=119#925
میترا |1385-10-1 16:26:16
ببخشید ولی شما منظورتان از این مقاله چی بود ?
بعضی وقتها آدم جواب ندهد بهتر از این است که کلمات را سر هم سوار
کرده , خطها بنویسد ,گروههای مختلف کم و بیش به مسخره یا تعرض ببرد و نهایتا بگوید که همین که هست میخوای بخواه
نمیخوای نخواه .
بابا دست شما درد نکند بجای این مقاله خوب بود یک چیزی مینوشتید که به آدم چیزی یاد بده ولی در هر
حال حضرت عبدالبها میفرمایند حکمت این حکم در آینده معلوم میشود و کسی هم که بهایی است باید بفهمد که بهایی است
برای اینکه به حضرت بهاالله ایمان دارد و السلام -
ایراد گرفتن کار آدمهای ضعیف در ایمان است .
نظام الدین  - آفرین |1385-10-1 23:22:45
لازم به اشاره است که اعضای بیت العدل جزءی از کل هستند و به تنهایی موسسه به شمار نمی آیند اما در تاریخ امر بهایی
ونظام اداری آن موسسات یک نفره وجود داشته و دارد که زنان بهایی در آن خدمت می کنند برای مثال موسسه ایادی و یا
مشاور قاره ای را می توان نام برد در مقام خدمت هیچ فرد بهایی بر دیگری احساس برتری نمی کند
parisa  - دیدگا هی دیگر |1385-10-2 02:37:49
من فکر میکنم شما کمی تند رفته والبته این نظر شخصی شما است ولی من موافق تیستم و فکز میکنم حضرت بهاالله منظور
دیگری داشته اند که هنوزبرای عقول این زمان ذرکش مشکل است نیاز به گذشت زمان وتکامل عقل بشر است با تشکر :p
عزت الله طا ءی  - 32 rue Bernard de jussieu 51350 cormontr |1385-10-2 03:47:16
درود بر شما.بسیار برنامه خوبی است موفق باشید.
Haman  - peace |1385-10-2 14:02:43
من بر این عقیده هستم که کسانی که قدرت تحلیل چالشها را ندارند سعی در پاک کردن صورت مساله دارند اما از انجای که
جامعه بهایی استدلالهایی چه دخوره عقل بشری و چه ماورای آن را دارد نهتنها صورت مساله را پاک نکرده بلکه تمام سعی
خود را درایجاد فهمی درست و برابر از مشارکت زنان در جامعه دست زده است که جای بسی قدردانی دارد
farhadz19  - میترا خانم عزیز |1385-10-4 10:51:31
لازم به یادآوری است که نگارش مقالهء فوق بسیار به جا و بلکه لازم و ضروری بوده و جای آن دارد که توسط مدیر محترم
سایت، برای آقای دکتر سعیدی و مجری شجاع و منصف برنامهء نسیم شمال نیز ارسال گردد. با تشکر از آقای امینی و همچنین
شما
andishnak!  - zanan dar beitol adl |1385-10-3 01:49:11
بنده بر آنم که مطالب مطروحه ی آقای امینی بیشتر از گروه توجیهاتند تا دلایل. به یک گروه "به تو چه" گفتن و به
اون گروه "دعوت به مطالعه ی آثار" و ... اینها که جواب نمی شه. شما باید ببینید که بهاءالله گفته تساوی زن و مرد در
حقوق.
عضویت در بیت العدل هم حق است که تمامی افراد دارند. حالا باید ببینیم که چرا زنان نمی شود در بیت العدل حاضر
شوند. این مسئله درون دینی است نه این گروه و آن گروه را به سخره گرفتن.
آیا واقعا لحن نوشته ی یک بهائی باید
اینگونه باشد جناب امینی؟
sange_saboor |1385-10-3 04:45:32
با درود بر شما
من نیز با نظر پریسا موافقم حضرت بهاالله از این مسئله هدف دیگری داشتند که هنوز درکش برای جامعه
امروزی ثقیل است اینده خود همه چیز را روشن خواهد ساخت و زبان خرده گیران را کوتاه خواهد کرد
kam  - اشکال جدید |1385-10-3 06:57:56
بنده هم فکر میکنم آدم بعضی وقت ها اگر بگوید نمیدانم بهتر است. تا اینکه به نحوی پاسخ دهد که اشکالات جدیدی به مطلب
وارد شود بنا به مطلب فوق در دیانت بهایی نسبت به مردها اجحاف شده است چون به انها تکالیف بیشتری واگذار گردیده و
این هم خود نوعی عدم تساوی است
شکوه  - نظر |1385-10-3 08:38:47
بنظرم یکجای کار اشکال دارد شما رهبری یک ائین که درقالب بیت العدل را میباشد تا سطح دوره خدمت سربازی تنزل داده
اید بهرحال اگر بحث رهبری بهائیان مطرح باشد زنان هم بعنوان بخش مهمی از این ائین سهم داشته و میباست در ترکیب بیت
العدل به ان توجه شودزیرا تعدادی مرد نمی توانندبدون شناخت از مسائل ومشکلات زنان برای انان یکجانبه تصمیم گیری
نمایند و عملا دموکراسی و عدالت زیر پا گذارده می شود :?
maghale |1385-10-3 15:33:38
سلام
متنتون علمی نوشته نشده، احساسیه متاسفانه.
اصول نگارش رو هم رعایت نکرین. شما که نویسنده این باید این جور
چیزا رو خوب بدونین
mitra |1385-10-4 00:51:47
آقایان! رفتن به سربازی با عضویت در بیت العدل قابل مقایسه نیست اما چون خودتان چنین قیاس کرده‏‏اید من هم
همینگونه قیاس می‏‏کنم. چه کسانی را از رفتن به سربازی معاف می‏‏کنند؟ بله افراد ناتوان را. اگر واقعاً حکمت
کلام حضرت بهاءالله این است که زنان از مسئولیت خطیر عضویت در بیت العدل باید معاف شوند؛ باید گفت جمال مبارک زنان
را بطور ذاتی موجودات ناتوان و نالایقی می‏‏دانسته‏‏اند لذا ایشان را از زیر بار رفتن این مسئولیت مهم معاف
کرده‏‏اند تا هم برای زنان بهائی مشکلی بوجود نیاید وهم اداره جامعه بهائی بر اثر بی‏‏کفایتی خانمها دچار
مشکلات حادی نشود. حال آنکه هرگز چنین نیست و حکمت کلام حضرت بهاءالله هرگز نمی‏‏تواند این باشد چراکه با اصل
تساوی حقوق رجال و نساء که یکی از اصول دیانت مقدس بهائی است در تضاد است.
و اگر اینگونه باشد که آقای تورج امینی
فرموده‏‏اند یعنی ممانعت از عضویت زنان در بیت العدل اعظم در واقع یک نوع معافیت است به قول خود ایشان باید
بگوییم به یقین زمان ظهور پیغمبر بعدی فرا رسیده است.

میترا |1385-10-4 06:22:07
دوستان عزیز یک مطلبی را خوبه فزاموش نکنیم و آن این است که از دیدگاه بهایی بیت العدل مصون از خطا و ملهم است یعنی
اعضای آن وقتی در جلسه بیت العدل هستند تصمیماتشان از جانب حق میباشد و بنابراین مرد و زن بودن ایشان مساله ای درجه
دوم قرار میگیرد ولی حضرت بهاالله میفرمایند "رجال بیت العدل" و شوقی افندی آن را توضیح داده اند و حضرت
عبدالبها میفرمایند حکمتش در آینده معلوم میشود و هر چه هم که دوستان در اینجا در اینمورد بگویند نظریات شخصی است
و از کتاب "من فکر میکنم" است بنابراین همانطور که قبلا نوشتم باید دید منظور نویسنده عزیز از نوشتن این مقاله
چه بوده !?
ایشان هم که متاسفانه جوابی نمیدهند !
تورج امینی:  - تورج امینی: |1385-10-4 16:24:13

باید بگویم خوشحالم از این که نظرات مخالف نسبت به مقاله من زیادتر از تعریف و تمجیدها است. در این حالت من بهتر و
سنجیده تر می توانم سخن بگویم. منتها گمان می کنم دوستان عزیزی که مقاله را خوانده اند ، به یک نکته توجه نفرموده
اند. من در باره این که "چرا جمال مبارک زنان را از عضویت بیت العدل معاف فرموده اند؟" چیزی ننوشته ام. من این
موضوع را تشریح کرده ام که عضویت در بیت العدل "حق اجتماعی" نیست که ما و دیگران آن را در قالب عدم حقوق بررسی
کنیم. مقاله من رفع شبهه است و نه اثبات درستی یک حکم. حالا اگر کسی می خواهد عضویت بهاییان در تشکیلات بهایی را
نوعی حق بداند ، باید بنشیند و روی کاغذ کلمات: "خدمت" ، حقوق اجتماعی" ، "نظم اداری" ، "نسبت تشکیلات
بهایی با خدمات و حقوق اجتماعی" و .... را تعریف کند و ببیند به تناقض می رسد یا نه. اگر به تناقض نرسید ، می تواند
تئوری خودش را به سردبیر سایت نگاه بدهد که در این سایت همه استفاده کنند.
نکته دیگری که برایم عجیب بود ، اظهار آن
دوست گرامی است که می نویسند من عضویت در بیت العدل را تا حد خدمت سربازی پایین آورده ام. این ایراد ناشی از این است
که نویسنده مزبور ، موضوع طرح مثال را در نوشتن مورد توجه قرار نداده اند. مثال فقط برای تقریب ذهن خواننده نوشته
می شود و نه برای چیز دیگر و به قول ادبا و منطقیون در تشبیه تنها یک وجه شبه مورد نظر است و نه تمام وجوه. در متنی که
من نوشتم ، وجه شبه ، موضوع معافیت از خدمت بود و نه وجوه دیگر. اگر این گونه نباشد ، شما می توانید بگویید: پس
فرمانده پادگان کجاست؟!

جواب |1385-10-4 16:44:10
عضویت بیت العدل جناب امینی، "حق اجتماعی" نیست. بلکه "حق سیاسی" یک بهائی می باشد. حتما می دانید که هر فرد
به عنوان شهروند سهونوع حق دارد ...
جواب |1385-10-4 16:47:43
حال اگر فردی بخواهد در بیت العدل باشد و خدمت کند مشکلش چیست؟ مگذ بالاترین مقام اداری را بیت العدل ندارد؟ مگر در
این مورد زنان با مردان چه فرقی دارند؟
goodby |1385-10-4 18:04:34
به نظر من یک نکته را نباید فراموش کنیم و آن اینکه چه عضویت در بیت العدل را یک حق در نظر بگیریم یا غیر آن همان کسی
که تساوی حقوق رجال و نساء را به بشر ارزانی داشت عضویت بیت العدل را بر عهده رجال گذاشته است و پس از او هیچ مرجع
دیگری صلاحیت ندارد زنان را از عضویت در سایر مناسب باز دارد. من از میترا سوال میکنم رسیدن به مقام پیامبری یک حق
است یا یک وظیفه و مسئولیت؟ چرا تا کنون هیچ پیامبری از میان زنان برگزیده نشده است ؟ آیا ما در مقامی هستیم که در
این موردقضاوت یا خورده گیری کنیم ؟البته ممکن است هر کسی بنا به سلیقه خود پاسخی بگوید اما اصل اراده الهی میباشد
و نه نظر شخصی افراد
سردبیر |1385-10-4 21:56:23
البته حضرت بهاالله امکان پیامبر بودن زن را مطرح کرده اند. باید گفت که با دادن اولویت در تحصیل اولویت حضور سیاسی
و مطرح کردن صلاحیتهای انسانی و ویژه زنان در تعجبم که چرا آقای فروزنده مسایل دبگری را مطرح نکرد.
جواب به Goodbye |1385-10-5 00:37:03
اینها که می گویید برای خودتان خوب است. در دستورات یک دین نباید تناقض باشد وقتی به مشکلی بر می خورید می گویید
"آیا ما در مقامی هستیم که در این موردقضاوت یا خورده گیری کنیم " می شود بفرمائید که پس چگونه می شود یک دین را
شناخت؟ وقتی درون آن تناقض باشد که دیگر نمی تواند الهی باشد. از یک طرف تساوی حقوق زن و مرد و از طرف دیگر اجاره
ندادن به زنان برای انتخاب در بیت العدل.
جالب است می گویید که این مسائل به ما ربطی ندارد
عجبا زین همه غفلت ....
نون و القلم  - جواب گرامی |1385-10-5 05:24:52
تناقضی که می فرمایید کجاست؟ تساوی حقوق انسانهای زن و مرد ربطی به عضویت بیت عدل ندارد. حالا پس باید صدای همه در
بیاید که چرا اولویت آموزش و پرورش به زنان داده شده است؟
فریدون |1385-10-5 05:50:52
فراموش نکنیم همین دیانت جزء احکامش تعلیم و تربیت دختران را واجب شمرده، به زنان در تمام امور اجتماعی حق مساوی
داده، از پیشروان تساوی حقوق زن و مرد در عالم بوده و هست، و او را در چادر و در چارچوب قیوداتی که جامعهء مردسالار
به پایش بسته نمی‌خواهد. .
من |1385-10-5 05:52:08
دوست عزیز برای پرسش شما در حال حاضر پاسخی که بتواند سرکار را قانع کند نداریم. این که می‌نویسم در حال حاضر برای
آنست که مطمئن هستم در آینده سبب آن روشن خواهد شد. دیانت برای یک دهه و یا یک قرن و دو قرن نیست باید تعالیمش را در
دورنمای زمان نگریست.
مظلوم  - condemnation |1385-10-6 06:05:37
الله ابهی
بحث عدم عضویت زنان در بیت العدل، با عنوان "من یک مسئله دارم" توسط اینجانب در سایت ساغر مطرح شده
بود. در آنجا من یک سؤال مطرح کردم درباره اینکه چرا برخلاف این فرمایش حضرت عبدالبهاء که "نوع بشر عموماً
استعداد وصول باعلی المقامات دارند"؛ اعضای بیت العدل از عضویت زنان در بیت العدل ممانعت می‏‏کند؟
( همان
مطلبی جناب Spring ، در اولین اظهار نظر در قسمت "نظریه" زحمت معرفی آن را کشیده اند. در حال حاضر به دلایل نامشخص
عنوان موضوع توسط مدیر سایت به "حقوق زن در دیانت بهائی" تغییر یافته است).
در آنجا مدیر محترم انجمن(جناب Spring)
مقاله جناب تورج امینی را در پاسخ به بنده برای من ارسال کرده بودند که من ضمن نقد مقاله ایشان نوشتم: "آقایان!
رفتن به سربازی با عضویت در بیت العدل قابل قیاس نیست اما..." . وقتی مشاهده کردم عیناً بخشی از همان مطالب با
امضای Mitra در سایت نیونگاه قرار گرفته است بسیار تعجب کردم چون بنده هرگز بغیر از مطلب حاضر در سایت نیونگاه اظهار
نظر دیگری نکرده ام. دوستانی که مایلند با دیدگاه من در رابطه با عدم عضویت زنان در بیت العدل اعظم و همچنین
پاسخهای ارائه شده آشنا شوند به سایت ساغر مراجعه کنند.
میترا- الف |1385-10-6 13:55:22
من میترا هستم ولی نه آن میترایی که مقام بیت العدل را با خدمت سربازی قابل قیاس ندانسته و برای شناسایی میترا -الف
مینویسم.
در مرحله اول خیلی علاقمندم بفهمم دوستی که نظر بالا را نوشته چی میخواسته بگه چون من یکی اصلا رابطه
کلمات و جمله ها را نیافتم اما در مورد موضوع , چندی پیش در همین سایت ساغر دیدم شخص محترمی میگوید تساوی کامل زن و
مرد ولی زنها بخاطر احساساتی بودن نمیتوانند عضو بیت العدل بشوند خیلی معذرت میخواهم حرف ازاین متعصبانه تر و
مزخرفتر نشنیده بودم در واقع اینطور صحبتها و حرفهای بی محتوای بعضی از دوستان اختلافاتی بوجود میآورند کاملا بی
دلیل .
بارها توضیح داده شده که این حکم بها الله است و شوقی افندی هم آنرا توضیح داده اند اما دلیلش چرا موکول به
آینده میشود و یا چرا تناقض بنظر میاد شاید برای این باشد که اگر ملاحظه بکنیم میبینیم که ظهور ادیان بصورت تدریجی
انجام میشود و در هر ظهوری میبینیم که مقام زن دچار چه تحولاتی شده , میبینیم که فقط در این ظهور به تحصیل و تربیت
زنان اهمیت داده شده , میبینیم که عبدالبها بارها تذکر داده که اگر زنان همان فرصتها و موقعیتهای مردان را داشته
باشند خیلی از آنها برتری میگیرند و جلو میزنند .
حال سوال میکنم در حال حاضر در چند مملکت زنان همان فرصتهای
مردان را دارند ? در کجا ها تربیت مساوی مردان دارند ?
هنوز در بسیاری جوامع آن عقیده وجود دارد که دخترها زیاد لازم
ندارند مدرسه بروند چون مرد است که رییس خانواده است و باید کار کند پس او که باید تحصیلات عالی داشته باشد نه زن
.

هنوز در بسیاری از کشورها زنان برای تساوی حقوقشان با مردان مبارزه میکنند .
چقدر زنان که کار و شغل خود را از
دست داده اند بخاطر تعصب جامعه که بکار مردان اطمینان بیشتر دارند ?
شما خیال میکنید چون بهاالله گفت تساوی کامل
زن و مرد آنوقت بعد از قرنها در جهالت , اجهاف ,بردگی وحقارت گذراندن از یک لحظه به لحظه دیگر تساوی بوجود میاد و
زنان و مردان دارای همان شرایط میشوند و حالا بیاییم و سر عضو بیت العدل شدن بجنگیم و سوال و جواب کنیم ?
نخیر , برای
رسیدن به این تساوی باید برایش کار کرد و زحمت ککشید و هر وقت به آن تساوی کامل که حضرت بها ا لله فرمودند , نه
پیشرفت عده ای از زنان , رسیدیم آنوقت سر عضو بیت العدل شدن میجنگیم.
میترا - الف |1385-10-7 14:34:10
با عرض معذرت دوباره مزاحم میشوم برای اینکه بالاخره توانستم در سایت ساغر مطالب را مشاهده کنم و با وجود گیج بودن
روش کارشان توانستم بفهمم کسی که "یک مساله دارد" میترای دیگری است که هنوز مساله اش حل نشده , مثل اینکه بقیه
مسایل دنیا حل شده و بهبود و صلح بشریت فقط به این موضوع وابسته است ولی بهرحال در این تالار گفتگوی بیخود بر سر
اسم و چرا اسم مرا گذاشتی یا عوض کردی , یعنی همان بحثهای بیهوده که فقط ما ایرانی ها خوب بلدیم , این خطوط را
خواندم:
"همانطور که می دانیم اعضای بیت العدل در زمان تشکیل آن و اتخاذ تصمیم ملهم به الهامات غیبی هستند (عصمت
موهوبی) و در این صورت هر عضو باید در نهایت پاکی جسم ظاهری، قلب و روح باشند. ولی زنان اگر چه می توانند در هر حال در
پاکی روح و قلب باشند ولی آنان نمی توانند در هر شرایطی از لحاظ جسمانی هم پاک باشند. این بدین معنی نیست که زنان در
رتبه کمتر قرار گرفتند و یا به آنان اجحاف شده و یا مورد نابرابری هستند . مگر اینکه خودمان از این شرایط فیزیکی
ناراحت باشیم و خودمان را کمتر بدانیم و بخواهیم هر روز به خداوند غرولند کنیم که چرا به ما ظلم کرده ای وگرنه این
ظلم و اجحافی از هیچ بنده ای به زن نیست."
و از این دلیل برق از سرم پرید , وحشت کردم یعنی این کسانی که این مطالب
را مینویسند مردانی هستند که خود را بهایی میدانند و از تساوی حقوق زن و مرد دفاع میکنند ?
اگر چنین است خواهش
میکنم بخودتان زحمت ندهید و توضیحات و دلایلی که ندارید به هم نبافید .
بروید بجای نوشتن کلمات سنگین و شیک درون
خودتان را عوض کنید .
یعنی میفرمایید زنی که در دوره ماهانه است نمیتواند پاک باشد و عوالم روحانی داشته باشد و
بخدا نزدیک شود ?!
یعنی تصور میکنید که خدا یک مرد است که عادت ماهانه ندارد و بنابراین زنان در این دوره نمیتوانند
به او نزدیک شوند ?!
لابد حالا یک مرد دیگر پیدا میشه که یک دلیل دیگر بیاورد که چون زنان یایسه میشوند نمیتوانند
درست فکر کنند و به این دلیل عضو بیت العدل نمیتوانند بشوند و به این ترتیب بیت العدل را تعطیل میکنیم چون مردان هم
در بین چهل و پنجاه با مشکل هویت روبرو هستند و بعد از حدود هفتاد با آندروپاوزا و درست فکر نمیکنند .
شما ها فکر
نمیکنید اینجور جوابها بخاطر عدم رشد روحانی افراد است ?
فکر نمیکنید اینجور صحبتها برای کسانی است که حوصله کار
و خدمت کردن ندارند و وقت خود را به این حرفها میگذرانند ?
در هیچ کتابی در این مورد توضیحی داده نشده و جوابش موکول
به آینده شده و در هیچ جا هم نفرموده اند به چه صورت و در چه آینده ای بنا براین ترا بخدا آقایان محترم اینقدر سخن
پردازی نکنند
babak_mahour  - پیشنهاد |1385-10-8 02:23:05
با دورود بر همهء عزیزان
من مقالهء جناب امینی را خواندم تمام بحثهای پیرامونش را هم خواندم. یک چیزی که بسیار پر
رنگ بود بحثهای لفظی بود که بر سر تساوی حقوق رجال ونساء در دیانت بهایی و قیاس آن با نحوهء عضویت در بیت العدل اعظم
بود. البته به نظر بنده مقاله جناب امینی یک دیدگاه کاملا شخصی بوده و نمی توان گفت که عدم عضویت در بیت العدل تنها
به همین دلیل است چه این مقاله تنها ارائهء یک نظر شخصی بوده همین و بس. که البته بنده هم با این دیدگاه موافقم که
عضویت بیت العدل یک حق اجتماعی نیست که در آن نقض حقوق نساء شود بلکه یک خدمت بدون اجر و مزد است که حالا چرا مختص به
رجال است؟ چونکه مظهر امر فرموده اند و حکم است. حالا اگر شما بهایی هستید همین حکم مظهر امر برای شما کافی ست. ولی
اگر بهایی هستید و قصد موشکافی دارید بدانید که آنچه در این موشکافی می یابید جز نظر شخصی شما چیزی نمی باشد و شما
حق تحمیل آن را ندارید. هر طور که می خواهید فکر کنید اما حق تحمیل و باز کردن باب جدل را ندارید چون که شما دارید یک
حکم الهی را با عقل بشری خود سبک و سنگین می کنید. حال اگر روی آن تعابیر خود پافشاری کنید این تعابیر میرود جزو آن
دسته از مطالب که می فرمایند لایسمن و لا یغنی.
ولی اگر شمای معترض غیر بهایی هستید و می فرمایید با این حکم تناقض
در دین شما وارد شده. ایراد ندارد شما فکر کن که تناقض است. عزیز من شما این همه احکام الهی و مواضع رحمانی، این همه
تعالیم که حاوی تساوی حقوق رجال ونساء این همه تعالیم حاوی وحدت عالم انسانی را نادیده گرفته و تنها با یک چشم و آن
هم زیر چشمی فقط همین حکم عدم عضویت زنان در بیت العدل را می بینید. و می گوید تناقض در دینتان وارد است یعنی با
اثبات این تناقض باید رد این دین با این همه احکام و تعالیم وشعائر را کرد؟! یعنی واقعا اگر این مشکل شما حل شود با
آغوش باز این دیانت را می پذیرید؟! خوب اصلا دین بهایی بالفرض هم مردود. ببینم حال شما چه ایدئولوژی دارید؟
بفرمایید ایدئولوژی احسن شما برای تعالی جامعه چیست که اگر بهتر از این دین بود بنده اول من آمن شما هستم.
کلا شما
ها دوستان بهایی و غیر بهایی که اینقدر اهل ایرادید فردا هم شاید بگویید خوب اصلا چرا بهاییان به سمت رمس مبارک
نماز می گذارند؟ چون که آن هم جسدی است متشکل از عناصر مادی و دنیوی ولی نماز ارتباطی ست الهی و به دور از مادیت و
دنیت؟(پس فردا) شاید بگویید چرا شما دعا می کنید؟ مگر نه این است که معتقد به خدای عالم و دانا و قادر هستید یعنی
بواسطهء دعا شما دارید نفی این علم دانش و قدرت را می کنید و او را دنی تر از این مراتب می دانید که شما باید دعا
کنید که او آگاه شود؟! اگر این طور پیش روید می بینید که چه سالها که می گذرد و چه کتابها که نوشته می شود و چه سر ها
که شکسته می گردد ولی هیچ تآَثیری در زندگی بشری جز عقب افتادگی، تعصب گرایی، تفرقه و جدایی حاصل نمی شود. کم
نبودند افرادی که وقتشان را سر این حرفها گذاشتند و جز تفرقه چیزی برای بشریت نیاوردند.
در ضمن مطلب دیگری هم
اینجا شایان ذکر است که تمام احکام دینی در ذیل عقل بشری تعریف نمی شود. یعنی بعضی از احام دینی را فقط باید پذیرفت.
مثلا حکم روزه چرا نوزده روز قبل از عید نوروز است و چرا نوزده روز بعد از عید نوروز نیست؟ یا اصلا چرا نوزده روز
است و بیست روز نیست؟ یا چرا در نماز باید فلان آیه در رکوع و بهمان آیه در سجود باشد؟ یا چرا دین بهایی نُه روز ایام
محرمه دارد و صعود حضرت عبدلبهاء جزو این ایام به شمار نمی آید؟ یا چرا سن برای افراد ذی رای بیست ویک تمام اعلان
شده و چرا بیست نه؟ یا چرا ما نوزده ماه نوزده روزه داریم؟ یا اصلا چرا هفته هفت روز است و هشت روز نیست؟
چرا؟چرا؟چرا؟ ...
می بینید که تمامی این چرا ها ندارد. البته از این حکمها که در علم از آنها به عنوان فرضیات ذکر
شده را در علوم دقیقی مثل ریاضیات هم می توان یافت. در ریاضات هم فرضیاتی هست که فقط پذیرفته شدند و اثبات نمی شوند
چه مبنای رایاضیاتند. کلا منظور آن بود که به جای جواب بی معنی دادن به این سئولات بی معنی بیایید به تعالی بشریت و
پیشرفت جامعهء بشری در ذیل وحدت عالم انسانی بی اندیشیم. به این بی اندیشم که چگونه بشریت از دام تعصبات مضره و
تفرقه وشعبه گرایی مهلکه رهایی یابد و در فضایی آزاد آن هم نه بر مسائل بی معنی و لفظی بر سر مسائلی که تاثیر در
پیشرفت او دارد، بر سر میز مذاکره نشیند.
در پناه حق خاک پای شما عزیزان بابک
توجیهیه! |1385-10-8 04:04:37
مطالبی که در سایت ساغر نوشته شده است و در بالا بر آنان انتقاد رفته است از کاربرانی می باشد که مشخص نمی باشد
بهائی می باشند یا مسلمان، زن یا مرد.
پس خواهشا بر مردان بهائی نتازید!
www.saghar.org
timajchi  - ديدگاه |1385-10-11 16:23:55
با عرض اخترام به همه عزيزان و جناب اميني
به نظر ميرسد پس از برنامه نسيم شمال عزم دوستان بهائي براي پاسخ به مجري
برنامه جناب فروزنده جزم شده تا به ياري جناب دكتر سعيدي بشتابند .بنده نيز در حال نگارش مقاله اي هستم كه به قدر
وسع از وجوه مختلف به مسئله عدم عضويت زنان در بيت العدل پرداخته شودوالبته از اين مقاله ونظريات ساير عزيزان بهره
قراوان بردم
دوستان عزيزم البته اين نظر درست است كه به حكم بهائي بودن احكام و تعاليم امر همانند اصول بديهي
رياضي پذيرفتني است و لزومي ندارد كه علل و حكمتهاي ان پرداخته شود ولي امروز و هر زمان ديگر كه جامعه بهائي در
راستاي احياي عالم تعاليم خود را به تمامي سطوح عالم انساني ارائه ميكند ما در مواجهه با متقكريني هستيم كه به محك
نقدوبررسي علمي واجتماعي به ديانت بهائي مينگرند نه از زاويه مومن تمام عيار ودر چنين حالتي است كه تفكر وانفاق
انديشه در اينگونه مسائل باتوجه به بيان حضرت عبدالبهاء كه فهم انرا به اينده موكول فرموده اند بر همه اصحاب
انديشه ضروري است وتضادي بين بيان مبارك و اظهار نظر افراد بهائي وحود ندارد
البته موافق هستيد كه به قرموده هيكل
ميثاق سوف يرجع اولوالمعارف و الفنون الي ما هو المنصوص من القلم الاعلي او مشروح به الهام من الله
عقلاي عالم
كليد حل معماهاي بيشمار خود را كه قرنهاي متمادي در پي ان بودند در تعاليم بهائي مييابند ولي از دستان ما ميگيرند
بنابر اين واگذاري چنين مواردي به فهم معجزه گونه بشر بدون انكه ما بهائيان حركتي در اين مسير داشته باشيم تجويز
مناسبي نخواهد بود
من در ان برنامه شاهد بودم كه پس از ارائه نظر كاملا عرفاني و ما وراء الطبيعي جناب دكتر سعيدي
شخصي كه خود را پزشك معرفي نمودند اظهار كردند كه از وجود چنين مسئله اي در ديانت بهائي بي خبر بوده پاسخ اقاي
سعيدي را توهيني به انسان روشنفكر و متفكر قلمداد كردند
حال به عهده ماست كه كه با اين موضوع جگونه مواجه شويم !
شكيبا |1385-10-13 22:09:15
من فكر مي‌كنم آنچه بيش از هرچيز خوانندگان اين مقاله را ناراحت مي‌كند لحن آن است كه با لحن مورد نظر فرد بهائي
بسيار تفاوت دارد
از طرف ديگر اگرچه مطلب اصلي كه بيان فرموده‌اند، يعني اينكه بينش ما نسبت به جايگاه
بيت‌العدل با آنچه بايد باشد متفاوت است چون به آن به چشم يك امر سياسي كه مزايايي مادي به دنبال دارد نگاه
مي‌كنيم، هم درست است اما قبول اين مطلب در جهان امروز به خصوص براي مخاطبان غير بهائي دشوار است
آنچه شايد در درك
بهتر مطلب كمك كند يكي مسألهء استمرار ظهورات الهيه است و اينكه به هرحال حقوق زن در ديانت بهائي نسبت به اديان
گذشته افزايش يافته است و اين يك سير تدريجي در تاريخ اديان بوده است، و مطلب دوم هم اينكه ديانت بهائي به تساوي زن
و مرد معتقد نيست، چون واقعاً تفاوتهايي باهم دارند. آنچه مورد نظر ديانت بهائي است اين است كه زنان تربيت شوند تا
نقش خاص خود را در جهان به عهده گيرند نه نقش مردان را، چون زنان توانايي‌هايي دارند كه مردان از آن محرومند و
بالعكس فكر مي كنم خوب است مدير محترم سايت مقالهء ديگري در اين زمينه بگنجانند كه اين موضوع به خوبي شكافته شود
درضمن تقاضا دارم در لحن مقالات دقت بيشتري شود تا با شؤونات بهائي هماهنگي بيشتري داشته باشد متشكرم
babak_mahour  - توضیحی چند در خصوص ( دیدگاه |1385-10-14 03:26:48
با عر ض درور مجدد و تشکر از شما دوست عزیز
البته بنده عرض ننمودم که خرد راهش از دین جداست و نباید خرد در مواضع
دینی دخالت کند. که این جزم گرایست و بنده اصلا موافق آن نیستم. خلاصه ی عرضم آن بود که آنگاه که خرد و اندیشه بخواهد
در مسائل دینی وارد شود باید آن خرد و اندیشه در حیطه و حدود همان موضع دینی وارد دین شود و اگر آن خرد و اندیشه
بخواهند که بدون توجه به حدود دین به پرسش از مسائل دینی بپردازند و ما هم بدون در نظر گرفتن حیطه ی دین در مقام
پاسخ در آییم، این موضع دیگر موضعی دینی نیست و ما وارد اقلیم فلسفه شده ایم که عقل و خرد بشری حاکم این اقلیم است
نه عقل کلی الهی. چه پرسش دینی را باید با بیانات مظهر امر و تبینات مرجع مورد تاییدش جواب داد یعنی بواسطه ی عقل
کلی الهی نه بواسطه ی عقل جزئی بشری. و البته در ((مواردی)) هم باید احکامی را صرفا قبول نمود همانطور که در علوم
قضایایی هست که فقط پذیرفته می شوند. و در این مسئله ی خاص یعنی حکم عدم عضویت نساء در بیت العدل هم جواب را باید
بواسطه ی بیانات مظهر ظهور و تبینات مرجع مورد تایید ایشان داد نه نظرات شخصیه. اگر بیانی از جمال قدم یا تبینی از
حضرت عبدلابهاء هست بفرمایید و لی اگر نیست آنچه نگاشته می شود تماما نظرات شخصیه است و البته حرف آخر را مرجع
مصون از خطا یعنی بیت العدل اعظم می زند.
اما یک چیز را هم باید اینجا معلوم کرد که اگر می خواهید ((فقط با ابزار
عقل)) کسی را قانع کنید که کلید رهایی و راه تعالی انسان را باید در دین الهی که برای این زمان نازل شده بجوید.
بدانید که عقلای صرف یا به قولی فلاسفه و اندیشمندان لاقید دین هر دلیلی را هم که شما بیاورید را بواسطه ی شبه ی
دیگری رد خواهند کرد و آن عقلا این شعار را هم سر خواهند داد که دلایل عقلی شما دلیل نیست بلکه مصادره به مطلوب است
یعنی ابتدا شما قضیه ای را پذیرفته اید و بعد برای آن دلیل می تراشید به عبارت دیگر یعنی نتیجه از ابتدا برایتان
معلوم است و بعد شما مقدمات را طوری می چینید که نتیجه را ثابت کند و این استدلال فاقد اعتبار است چه سلب سیلان آزاد
عقل در آن شده پس شما عقلانی استدلالی نکرده اید یا اصلا استدلالی نکرده اید.
و براستی در دین عقل مجال جولان آزاد
و صرف را ندارد چه احکام دینی زمامدار عقلند ولی در فلسفه عقل به همه چیز و همه کس می تازد و همه چیز را به پرسش می
گیرد و این پرسش تمامی ندارد.
حال بییاید طور دیگر بررسی کنیم و ببینیم که ایدئولوژی اندیشمندان یا دین پیامبران
تا به حال موفق بوده اند؟ آیا تا به حال تاریخ به خود دیده که فلان فرد به خاطر بهمان ایدئولوژی فلسوفی حتی سیلیی
بخورد؟ یا اینکه تا به حال کدام اندیشه ی فیلسوف و خردمندی پایه گذار اخلاقی برای بشریت شده که پایدار بماند؟ ولی
ملاحظه بفرمایید که میلیونها انسان تا پای شهادت و مرگ پایبند احکام و اخلاق دینی خود بودند. یا در همین دین بهای
خود می دانید که هزاران بهای فقط به خاطر عدم تقیه شهید شدند. و کلا تمدن انسانی را پیامبران برای بشریت به ارمقان
آوردند.
دین تک بعدی نیست و فقط روی عقلانیت پایه گذاری نشده همانطور که انسانیت انسان هم فقط بواسطه ی عقلانینت
او مشخص نمی گردد خلاصه ی کلام آنکه عقل می تواند ضمینه ساز ایمان گردد ولی باعث ایمان نیست چشم انصاف را باید باز
نمود و باب قلوب را باید گشود تا نفحه ی روح القدس در آن دمیده شود.
در ضمن فرمودید که عقلای عالم کلید معماهای خود
که قرنها دنبال بودن را در دین بهایی می یابند. که باید دید منظو از معماها چیست یعنی آیا تمام معماها که شامل تمام
مسائل علم می شود منظور است؟ آیا تمام مسائل و مشکلات پزشکی بیولوژیکی اقتصادی سیاسی و حتی هنری و ادبی را می توان
در دین یافت؟ که اگر این طور نگاه شود اصلا به علم بها داده نشده و می شود گفت که تماما نفی علم شده چه هر چه هست در
دین است پس علم بی فایده و ثمر ماند و در اینجا ما انسان را در حد یک مصرف کننده ی دین بدون خرد و اندیشه متدنی ساخته
ایم و این هم خود جزم گرایی ست. و می دانیم که علم و دین با هم زندگی انسانی را می سازند. دین در مقام کلیات و شیوه ی
اخلاقی زندگی انسانی و نحوه ی ارتباطش با خدا در می آید و علم به اکتشاف و اختراع در موارد خاص دست می زند.
البته
بنده می دانم که شما قصد باز کردن چنین بحثی را نداشتید اما باید مواضع خود را معلوم کنیم تا علما و عقلا در مقابل
دین بهایی موضع گیری نکنند.
قربان لطف شما بابک
arman |1385-10-22 16:18:22
tooraje aziz ,besiar aali bood .ba arezooye movaffaghiat
aptinsepitman  - سوال |1385-11-8 15:44:22
آیا در شهر تبریز می توان کتابهای مقدس بهایی را یافت و در ضمن برای کسانی که از نظر اجتماعی محدودیت مکانی در این
شهر دارند,آیا کسانی در این شهر وجود دارند که راهنمایی کنند و اگر کسی در تبریز تمایل به پذرفتن این آیین
داشت,چگونه می تواند اقدام کند؟ من در حال حاضر زرتشتی هستم.با تشکر

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."