خلقت انسان
نوشته شده توسط دبیر
۲۱ اسفند ۱۳۸۵

دوست عزیز

 

 ازروزی که خداوند خلقت انسان که اشرف مخلوقاتش بود را به اتمام رساند در هر زمان کلام خود را برای هدایت و راهنمائیش به قلب وروح یکی از بندگان برگزیده اش نازل فرمود تا او را در همه زمانها تربیت روحانی و  انسانی  نماید تا شان و مقام بلندش از ا نسانیت به دونی و پستی نگراید.چون می دانست که آفریده اش همواره در زیانکاری و خسران است و نیازمند هدایت و تربیت .

 

"والعصر ان الانسان لفی خسر .الا الذین آمنو و عملوالصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر"قسم به عصر (زمان) بدرستیکه انسان همواره در زیانکاری و خسران است .مگر کسانی که ایمان می اورند و عمل صالح انجام می دهند واز صابرین هستند.(سوره عصر آیات 2-3 )

 

و چون انسان در هر زمان و عصری از پیشرفت و تعالی باز نماند خداوند او را بر حسب نیازها و مقتضیات آن عصر با کلام الهی خود تربیت نمود تا از مقام بلند و والای انسانیش به پستی و دونی تنزل نکند وهمواره در ترقی و تعالی باشد . والا از رحمت الهی به دور است که مخلوق  صاحب اراده اش را بیافریند و تربیت نکند و آنوقت او را به خاطر اعمال ناپسندش مجازات نماید. و برای تربیت او هر هزار سال ارسال مربی الهی را مقرر فرمود.

 

"یدبر الامر من السما الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون"خداوند امرش را از آسمان به زمین تدبیر می کند و سپس امر به سوی او برمیگردد در زمانی که مدت آن 1000 سال است از آنچه شما می شمارید.(سوره سجده آیه 4)

 

چون ذات الهی را آغاز و پایانی نیست کلام او را نیز اتمانی نبوده و نخواهد بود. و چون تنها واسطه الهام الهی و نزول وحی برگزیدگان حق هستند یعنی انبیا و رسولان لذا در هر زمان و عصری  باید منتظر ظهور این مربیان الهی بر روی زمین بود.

 

"ولو ان ما فی الارض من شجره اقلام و البحر یمده من بعده سبعه ابحر ما نفدت کلمات الله ان الله عزیز حکیم" واگر هر آنچه درخت بر روی زمین است قلم شود و دریا مرکب و از بعد از آن هفت دریای دیگر هم به آن کمک کند کلمات خداوند تمام نمی شود بدرستیکه خدا عزیز و حکیم است.(سوره لقمان آیه 26)

 

"قل لو کان البحر مداد کلمات ربی لنفد قبل ان تنفد کلمات ربی ولو جئنا بمثله مدد"بگو بدرستیکه اگر دریا مرکب بشود برای نوشتن کلمات خدا به انتها می رسد قبل از انکه کلمات خدا تمام شود و حتی اگر به مثل آن به آن مدد رساند.(سوره کهف آیه 109)

 

وسنت خداوند برای ارسال رسل و تربیت بندگانش درهر عصر و زمان تغییر نمی کند چنانچه برای هر زمانی و هر امتی  از جانب او وقتی  بود برای نزول وحی و تربیت بندگان و وقتی  برای اتمام و وقتی و زمانی  برای تجدید نزول وحی در مربی الهی دیگری .و در اراده الهی تاخیری نیست .هرزمان که اراده فرمود وقت و زمان امتی را به ظهور و بروز رسولی دیگر خاتمه داد .تا هدف از خلقت انسان که همانا تکامل و ترقی روحانی و ارتقا به سوی مقام انسانیت است مصون از تدنی و پستی گردد.

 

"ولکل امه اجل فاذا جا اجلهم لا یستاخرون ساعه و لا یستقدمون"وبرای هر امتی وقت پایان آمدنی است و هنگامی که وقت آن رسید نه یک ساعت عقب می افتد و نه یک ساعت جلو می افتد.(سوره اعراف آیه 32)

 

"یا بنی آدم اما یاتیکم رسل منکم یقصون علیکم ایاتی فمن اتقی و اصلح فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون"ای پسران آدم برای شما رسولانی از میان شما می آید که آیات مرا برایتان می خواند و کسانی که می پذیرند ترسی و حزنی برایشان نیست.(سوره اعراف آیه 33)

 

"سنه من قد ارسلنا قبلک من رسلنا و لا تجد لسنتنا تحویلا" این سنت رسولانی است که قبل از تو آنها را فرستادیم و سنت ما را تغییر و تحولی نیست.(سوره اسراآیه 79)

 

با این اشارات واضح و روشن می توان دریافت که حقیقت ارسال رسل و انبیای الهی چیزی جز تعالی و تکامل انسان نبوده و نیست .اما چرا در هر زمان که رسولی از جانب خداوند برای تربیت بندگان آمد مورد تمسخر و اذیت و آزار قرار گرفت و از همه بیشتر کسانی که اهل دین و کتاب بودند با او مخالفت کردند خود نکته قابل توجه و مهمی است که برای هر فرد منصف مطلعی قابل بررسی و امعان نظر است.

اینکه درهر زمان و عصری بعد از وفات رسول یا نبی  درک آیات الهی برای مومنین آن زمان مشکل بوده و برای درست فهمیدن آن و اجرای اوامر الهی به جانشین وبعد به علمای آن زمان رو می آورده اند امری بدیهی و لازم است .اما در زمان و مدت معلوم و مقرر .یعنی تا زمانی که نبی یا رسول دیگر ی از جانب خدا برای هدایت بشر به مقتضای آن زمان و عصر نیامده باشد.(همان طور که در تاریخ شواهد آن موجود است.)

و علمای هر زمان و عصری  چون سایرانسانها دچار خسران و زیانکاری می شوند (چون نه رسول هستند که دارای عصمت کبری  باشند و نه جانشین رسول که  دارای عصمت موهوبی)و درک آنها برای فهم و تشخیص حقانیت رسولان و انبیا دچار خطا می شود و چون مومنین هر عصر و زمانی میزان درک و فهم خود را علما (انسان دیگری همچون خود قرار می دهند)این بدیهی خواهد بود که با انبیا و رسولان  در هر زمان مخالفت شد. اگردرک علما برای تشخیص حقانیت مربیان الهی درست و کافی بود پس چرا هنوز امت مسیح منتظر ظهور حضرت مسیح  سوار بر ابر هستند تا چنان صلح و عدالتی را ایجاد نماید که گرگ و میش بر سر یک چشمه آب نوشند!

درحالیکه حضرت رسول اکرم  آمدند و تربیت نمودند و آنها هنوز منتظر ند تا موعودشان سوار بر ابر از آسمان به زمین بیاید.

در قرآن و احادیث نبوی نیز آیات و نشانه های بسیاری برای قیامت و روز موعود که حضرت بقیه الله (ع) خواهد آمد تا زمین را پر از عدل و داد نماید آمده است .چنانچه آسمان و زمین در آن روز بهم نزدیک خواهد شد .ستارگان بر زمین خواهند ریخت و کوه ها شکافته خواهد شد .شمس و قمر تاریک می شوند و مردگان زنده می شوند تا کسی آید که :

 

"هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور و کان بالمومنین رحیما."او کسی است که صلوات می فرستد (هدایت) بر شما و فرشتگانش تا خارج کند شما را از ظلمات به سوی نور و به مومنین رحیم است.(سوره احزاب ایه 46)

 

"تحیتهم یوم یلقونه سلام و اعدلهم اجر کریما .یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا"مومنین روزی که او را ببینند به او سلام می کنند (تسلیم )و اجر زیادی بر ایشان است .ای نبی (حضرت محمد) ما تورا فرستادیم تا شاهد و مبشر و آگاه کننده باشی.(سوره احزاب آیه 47)

 

آیا ما نیز همچون امت مسیح منتظریم تا آن طور که در این کلمات الهی آمده است به ظاهر اتفاق افتد ؟

 یا به دنبال حقیقت کلمات الهی هستیم ؟

مبادا تا زنده ایم و فرصت داریم و زمان هست نخواهیم که به دنبال حقیقت بگردیم.حقیقتی که حضرت مسیح به خاطرش به صلیب کشیده شد .و حضرت محمد تمام ایام حیات مبارکش را با رنج و سختی طی نمود تا آن را به عالمیان بشناساند .

 

همانطور که آیات مبارکه قران کریم معلوم می دارد ظهوربعد از رسول اکرم ظهوری است بس عظیم که مومنین آن را درک می کنند و تسلیم آن می شوند .حقیقتا شناخت ظهورات جدید در هر زمانی امتحان بزرگی برای مومنین بوده و هست .و از آنجائی که خداوند تائید خود را به کسانی که به دنبال حقیقت می گردند می رساند باید مطمئن بود که اگر برای یافتن حقیقت تلاش کنیم حتما موفق می شویم.

 

 

                                                                   ادامه دارد.....

 

 

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
پر |1385-12-21 15:21:31
بسیارازآیات وبشارات به ظهور جدید غنی بود. جای بس حیرت وافسوس که آیات وبینات جهت سعادت بشر درهر زمانی ظاهر
میشوند ولی سوءاستفاده ازآن سبب میشود که عده زیادی بخاطر منافع شخص جهت کسب قدرت بشر زبون را بورطه نابودی کشاند.
faraz yousefian |1385-12-21 14:07:07
shoma zekr kardın dar har asr pas az vafate rasool va payambare morede nazar olama be elate mosem nabood dast be tafasır mızanan.aya darbareye adyane ghabl be joz aııne bahaı ke marjaeete
rouhanı nafy shode ela be tasdıghe beıtoladle azam baraye adyane ghabl sadegh nabood masaleye marjaeeat?agar sadegh boode tarııfe marjaeeat che boode?aya tafsır?tarvıj?......
سوال |1385-12-21 21:44:01
با سلام
می شود نظرتان را در مورد معراج حضرت محمد با توجه به آیات قرآنی بیان نمایید.
rr |1385-12-22 05:55:53
خیلی عالی بود مشتاقانه منتظر ادامه هستم. اگر همینطور با استناد به آیات قران بنویسید بسیار عالی است. موید باشید.
به امید روزی که همه ء اهل عالم این گنج گرانبها رو بیابند.با تشکر.
مسعود  - اعتراف بهاالله به ختم نبوت و رسالت به وج |1385-12-23 03:29:29
الصلوة و السلام علی سیّد العالم و مربّی الامم الذی به انتهت الرّسالة و النّبوّة و علی ‏آله و اصحابه دائما ابدا
سرمدا. ‏
کتاب اشراقات بهاالله ص293
mohamad reza |1385-12-23 08:31:51

> با عرض سلام.ميخواستم ار حضورتون بپرسم مسلمانان معتقد هستند كه منجي عالم
> همراه مسيح ظهور ميكند تا تكليف
مسيحيان به همراه يهوديان كه هنوز هم منتظر
> مسيح هستند اما مسيحي كه ميگويند عيسي نيست و معتقد نيستندبه عيسي
مسيح كه
> همراه امام زمان به اعتقاد ما ظهور ميكند حال شيعيان به امام زمان معتقد
> هستند و سني ها به شخصي به اسم
مهدي كه هنوز دنيا نيامده است.حال پرسش من اين
> است كه با ظهور جناب باب كه معتقد هستيد امام زمان ميباشد پس تكليف
مسيح چه
> ميشود؟ظهور نميكند و ظهور ايشون منتفي خواهد بود؟نكنه ايشون مسيح هم
> بودن؟منتظر جوابتون بي صبرانه
هستم
مقدم  - پاسخ برخي سوالات |1385-12-26 13:33:45
‏iccocf@yahoo.com‏ دوست خوب و عزيز آقا يا خانم
حتمااين ضرب المثل را شنيده ايد كه معما ‏چون حل شود آسان شود . اموري
كه امروزه از مسائل حل شده و اوليه براي ما محسوب ميشود ‏زماني جز دغدغه هاي ذهني روسا و بزرگان كوچك ذهن اين مملكت
بود كه تنها با همت و استقامت ‏مردماني پاك نهاد و گمنام و با تحمل مشقات فراوان در طول زندگايشان سبب شدند تا آن
مسائل ، ‏امروز به صورت بديهي درآيد. مورد خوبي كه شما اشاره كرده ايد ساختن گرمابه و حمام است. ‏شايد براي شما
قابل تصور نباشد كه استفاده از حمامهاي دوش دار مورد مخالفت شديد علما واقع ‏شده بود. و بهاييان به اين دليل كه در
خزينه و در آب كر ( حتي اگر آلوده به انواع كثافات باشد ) ‏وارد نميشدند و در آن آب غسل نميكنند بلكه از حمامهاي دوش
دار استفاده ميكردند را به باد تكفير ‏و نجاست گرفتند و با اين حركات غير انساني خود سبب عقب ماندگي مردم و نيز
تخريب اذهان ‏ايشان شدند. در ارتباط با قسمت آخر اظهار نظر خود بايد عرض شود كه حضرت بهاالله آينده مردم ‏جهان را
به همه نوع آدم اظهار فرمودند. ايشان فرمودند كه مردم جهان وارد مرحله جديدي از ‏مراحل تكامل خود شده و به سوي وحدت
عالم انساني در حركتند كه براي رسيدن به اين هدف والا ‏خداوند تعاليمي را در قالب ديانتي جديد موسوم به ديانت
بهايي به نوع بشر آموخته تا آدميان با ‏بكارگيري و اجراي آن تعاليم به اين هدف روشن و عظيم دست يابند . ضمنا آن حضرت
صراحتا اعلام ‏داشتند كه نوع بشر بايد و ناچارست كه به اين هدف برسد و اگر چنانچه تعاليم جديد را مورد انكار ‏قرار
داده و از طريق سهل و آساني كه خداوند مقرر فرموده بخواهد روي برتابد راههاي دشوار و ‏دردناكي كه بنيان بشر را زير
و زبر سازد در برابر او خواهد بود . زيرا طريق الهي ساده ترين و ‏آسان ترين و سريعترين راه براي رسيدن به اين هدف
يعني وحدت عالم انساني است . حضرت بهاالله ‏اين مطالب را بارها و بارها در تمام الواح خود به تمامي مردم جهان به
طور عموم و بالاخص در طي ‏الواحي خطاب به پادشاهان و زمامداران آن دوران ابلاغ فرمودند ولي متاسفانه تا امروز
اكثريت ‏مردم جهان از شنيدن پيام حضرت بهاالله به دلايل مختلف از جمله به دليل عدم سعي و كوشش خود و ‏نيز به دليل
مانع تراشي و شبهه افكني روساي اديان خود از اين پيام آسماني و الهي بي خبرند.‏


دوست گرامي جناب مسعود
خان
بياني را كه از كتاب اشراقات آورده ايد به طور كامل درج ميشود تا با استمداد از جملات قبل آن به ‏منظور حضرت
بهاالله پي ببريم. ايشان ميفرمايند :" حمد مقدّس از ذکر و بيان مقصود عالميان را لائق ‏و سزاست که عالم را به
انوار توحيد منوّر فرمود و رايت عظمای انّه لا اله الّا هو را بر اعلی مقام عالم ‏برافراشت سطوت امرا او را منع
ننمود و از اراده باز نداشت رسل فرستاد و کتب نازل فرمود تاکلّ ‏به صراط مستقيم فائز شوند و از برای عرفان نبأعظيم
در يوم قيام مستعد گردند له الحمد و المنّة و ‏له الفضل و العطآء خلق فرمود و راه نمود تا کلّ فائز شوند بآنچه که
مقصود از خلقت خلق بوده ‏تعالی فضله و تعالی کرمه العميم و جوده العظيم الصّلوة و السّلام علی سيّد العالم و مربّی
الامم الّذی به ‏انتهت الرّسالة و النّبوّة و علی آله و اصحابه دائماً ابداً سرمداً ‏." در اين بيان به دقت نظر
بفرماييد تا ‏متوجه شويد كه در سلسله اديان حضرت محمد آخرين نبي و آخرين رسولي بود كه خبر و بشارت ‏به ظهور نبا
عظيم يعني حضرت بهاالله دادند و آن كس كه پس از حضرت محمد ظاهر ميشود ديگر ‏خود آن خبر بزرگ و همان نبا عظيم است.
همان صراط مستقيم و همان مقصود عالميان است كه ‏رسل و كتب را ارسال و انزال فرموده است. حضرت بهاالله دوران رسالت و
نبوت را خاتمه شده و ‏تمام شده اعلام فرمودند نه ظهورات الهي را .‏


جناب محمد رضا
نكته بسيار دقيقي كه در نوشته
خود به آن اشاره كرده اي و آن اينست كه در تمام اديان گذشته به ‏دو ظهور الهي بشارت داده شده است . براي آنكه به
جوابهاي بيشتري برسيد كتاب تاريخي قرن بديع ‏از سايتهاي بهايي دانلود و مطالعه فرماييد . ذيلا قسمتهايي از آن
كتاب در ارتباط با مقام حضرت باب و ‏حضرت بهاالله نقل ميشود ... ‏. اين ذات مقدّس ( حضرت باب ) همان قائم موعود نزد
اهل تشيّع و ‏مهدی منتظر نزد اهل سنّت و جماعت و رجعت يوحنّای معمّدان نزد ملأ ابن ( مسيحيان ) و ‏هوشيدرماه مذکور
در کتب پارسيان و ايليای نبيّ موعود ملّت يهود است که كلّ در انتظار ظهورش ‏بسر ميبرند.....ظهور مبارک( حضرت
بهاالله ) نزد ابناء كليم ظهور "پدر سرمدی" و "ربّ الجنود" ‏است ‏که ‏"با هزاران هزار مقدّسين" ظاهر
گشته و نزد ملّت روح مجیء ثانی مسيح ‏در ‏"جلال اب سماوی" و ‏در نظر شيعهء اسلام "رجعت حسينی" و به
‏اصطلاح اهل سنّت و جماعت نزول "روح الله" و به اعتقاد ‏زرتشتيان ظهور شاه بهرام موعود و نزد هندوها رجوع
کريشنا و نزد بودائيها بودای پنجم ‏محسوب ‏ميشود.‏

‏ ‏

شكيبا |1385-12-26 15:53:21
در پاسخ به مسعود عزيز، اجازه مي‌خواهم مختصراً به عرض برسانم كه بهائيان معتقدند كه حضرت رسول اكرم خاتم النبيين
و المرسلين هستند به اين معني كه همانطور كه در ادعيه اسلامي هم ذكر شده است (مفاتيح الجنان) ايشان "الخاتم
لماسبق و الفاتح لمااستقبل" هستند، يعني با ظهور ايشان كور نبوت كه در آن پيامبران الهي همه به ظهور موعودي كه
عالم در زمان او به صلح و عدالت خواهد رسيد بشارت مي‌دادند به پايان رسيد و دورهء تحقق اين بشارت آغاز شد كه خود با
ظهور پيامبران متعددي همراه خواهد بود. بنابراين بهائيان بر طبق بيانات متعددي كه شما به يكي از آنها اشاره كرديد
حضرت رسول اكرم را خاتم النبيين مي‌دانند، اما معناي خاتم النبيين را اين نمي‌دانند كه ديگر هيچ پيامبري ظاهر
نشود و خداوند بشر را به حال خود، بدون راهنمايي، رها كند. اميدوارم با تفكر منصفانه در اين موضوع و با مراجعه به
كتب و مقالات متعددي كه در اين زمينه وجود دارد به پاسخ پرسش خود دست يابيد. با آرزوي موفقيت
تیماج  - رسول یا مظهر ظهور |1386-1-11 17:52:53
با تقدیم احترام حضور همه عزیزان
مطلبی که در خصوص خاتمیت به اندیشه بنده میرسد و به احتمال زیاد در جای دیگری
عنوان نشده است به معنا و مفهوم رسالت وتفاوت آن با مظهریت اشاره دارد. دوستان عزیز اطلاع دارند که پیامبران قبل
نظر به میزان استعداد و فهم مردم ان زمان کلام خود را ارائه فرموده اند ودر اولین مطلب مقام و جایگاه خودرا به مردم
بیان داشته اند.با توجه به مشترکات تاریخی پیامبران قبل وصرف نظر از پاره ای تفاوتها همگی آن نفوس مقدسه خود را
بشری مانند سایرین معرفی فرموده اند با این تفاوت که به ایشان وحی میرسد و چاره ای جز این نبوده است که به تناسب عقل
و فرهنگ مردم ان دوران پیامبران صزفا بازگو کننده کلام فرشته حامل وحی(فی المثل جبرئیل)قلمداد شوند
تاانکه در
زمان ظهور دیانت بابی و بهائی مفهوم حقیقی رسالت و مقام پیامبران توسط حضرت اعلی و حضرت بهاءالله آشکار گردیدو
جایگاه عالم امر به عنوان واسطه فیض خداوند بیان شد
به این ترتیب بر اساس اصول اعتقادات بهائی مفهوم مظهریت
جایگزین رسالت شده است . به این ترتیب مقام رسالت توسط حضرت محمد روحی له الفداء ختم گردیدو مقام مظهریت به شکلی
کاملا دقیق در دیانت بهائی تبیین گشت .امید واردم تائید شامل حال شود تا مختصری از اصول اعتقادات دیانت بهائی در
خصوص الوهیت و مظهریت و عبودیت که به 3 عالم حق و امر وخلق اطلاق میشود بیان کنم .روحتان مسرور باد
sarbaze mihan  - joday din az siyasat |1386-2-6 05:35:14
من s در مورد ادیان باید بگویم که هیچ کس اشتباه نمی گوید ولی موشکل
خود ما هستیم که دین را با سیاست مخلوت کردیم
من یک انسان هستم و هق دارم در مورد میهنم تسمیم بگیرم و یک دین دارم و به تمام ادیان هم احترام میگزارام ولی ازادی
میهنم بیشتر از دین مهم ترست ایران قبلن این مشکل دین را نداشت شما میتوانید کمی فکر کنید و در مورد آینده ایران
(پادشاهی پارلمانی)تسمیم بگیرید
با سپاس از همکی شما
سرباز میهن
عرفان |1386-7-23 17:50:12
ضمن عرض تشکر لطفا ماخذ احادیث را ذکر کنید.{جهت تحقیق بیشتر}

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."