| در جستجوی نسيم تائيد |
| نوشته شده توسط kavian | |||||
| ۰۹ آبان ۱۳۸۸ | |||||
|
در جستجوی نسيم تائيد نگارش: آنتـــی وار
این آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن ابتدا باید جاوا اسکریپت را فعال کنید.
چند روز پیش در اینترنت، فیلمی را دیدم، كه هرچه كردم نتوانستم از سرازیر شدن اشك هایم جلوگیری كنم! این فیلم كه عنوانش «مردفقیر در تهران میرقصد» بود. واقعا باعث تاثر بنده شد. حكایت این فیلم چند دقیقه ای كه به اندازهء كل دنیا پیام در خود داشت، حكایت غمبار مرد رقاصه ای بود كه به گفته خودش 28 ساله و از اهالی خراسان بود. متاهل و جدیدا بچه ای نیز خداوند به او عنایت كرده بود. مرد با لباس مندرس، اوركتی قدیمی كه كلاه آن را از شدت سرما كیپ بسته بود و دستمالی نیز بدور سر، هم برای محافظت از سرما و هم برای ناشناخته ماندن. اومی رقصید، تا شاید لقمه نانی بدست آورد و شرمنده خانواده نباشد. می توانید وقتی اورا می بینید، خیلی سنگ دل باشید، بی تفاوت شیشه های ماشین خود را بالا بكشید و آهنگ ساسی مانكن را بلند كنید، میتوانید رئوف تر باشید و دستی در جیب كرده، به او كمك كنید، می توانید بی انصاف باشید و او را به سخره بگیرید، همچنین می تواند به او تهمت ولگردی و بی غیرتی بزنید، میتوانید... دنیای ما پر است از چنین افرادی، نیازمند، درمانده و محتاج كمك. اما این مقاله را نمی نویسم كه برای آن جوان اعانه جمع كنم. چند روز پیش در وبلاگ دكتر میلانی، نگاهی دیگر، مطلبی تحت عنوان «از كتاب نقاشی تا تبلیغ غیر مستقیم» ملاحظه كردم. باید این نكته را در ابتدا عرض كنم كه قصدم جوابگویی به نویسنده آن مقاله نیست. اما با دیدن آن فیلم كه شرحش در بالا رفت خواستم مقایسه ای انجام بدهم. بنده نه می خواهم ونه می توانم كه به دفاع از جوانان شیرازی بپردازم. نمی خواهم، زیرا عمل آنان را جدای از تمام این حرف و حدیث های گفته شد، عملی در خور تحسین میدانم. عمل نیك احتیاج به دفاع ندارد. مگر آنان چه اشتباهی كرده اند كه لازم باشد از آنان دفاع هم كرد؟ پذیرش این موضوع كه باید از آنان دفاع كرد در ساده ترین صورت یعنی اینكه آنان گناهی مرتكب شده اند كه لازم است از آنان دفاع كنیم. می پذیرم و میدانم كه آنان نیز جوانانی بوده اند كه با انگیزه خدمت به همنوع دست به این كار زده اند. نه می خواهم آنان را و كارشان را بزرگ كنم، زیرا آنان نه قدیس بودند و نه از آسمان آمده بودند. جوانان همین شهر ودیار بودند، تنها تفاوتشان، نوع نگاهشان بود. جوانانی بودند به مانند تمامی جوانان با همه تعاریفی كه از جوانان سراغ داریم، علائق شان، مشكلاتشان، دوستی ها و دشمنی هایشان، قهر ها و آشتی هایشان و...هرچه بودند گناه كار نبودند. نمی توانم دفاع كنم، زیرا، بنده در بطن ماجرا قرار نداشتم و جز این گروه نبوده ام. شنیده ها و گزارشها از فعالیت این جوانان به كرات در اینترنت و سایتهای خبری منتشر شده است. دوست عزیزی كه آن مقاله رانوشته اند، انگشت اتهام را به سوی جوانان بهائی نشانه رفته و در حالی كه نشانه ای از تبلیغ مستقیم پیدا نكرده اند، فرض تبلیغ غیر مستقیم را صادق دانسته اند و برای آن نیز دلائل خود را ارائه كرده اند. در اینجا نكته ای ظریف وجود دارد. و آن نكته در صورتی بر شما آشكار خواهد شد كه بدون بغض و كینه آثار دیانت بهائی را مورد مطالعه قرار دهید. دیانت بهائی از بدو ظهورش تا به امروز، مباحثی پیشرو را در راستای امر آموزش و پرورش اطفال ارائه داده است. دیانت بهائی تا آنجا پیش رفته كه حتی در مورد نوع لباس دانش آموزان و مكان مدرسه نیز بصراحت اظهار نظر می كند: «...و امّا ترتیب مدرسه باید اطفال اگر ممکن یک نوع لباس بپوشند ولو قماش تفاوت داشته باشد اگر چه بهتر آن است که از یک قماش باشد ولی اگر ممکن نه ضرری نه و تلامذه باید در نهایت طهارت و نظافت باشند هر چه نظافت بیشتر بهتر و موقع مدرسه در جائی باید باشد که هوا در نهایت لطافت باشد و حسن آداب تلامذه را باید بغایت دقّت نمود و اطفال را تشویق و تحریص بر فضائل عالم انسانی نمود...»1 تعالیم دیانت بهائی در 160 سال پیش علومی را برای تدریس در مدارس پیشنهاد كرده است كه اگر این امور اجرا میشد تحولی شگرف در نظام آموزش و پرورش ایران و جهان شكل می گرفت. برای مثال یكی از موارد این موضوع است: «...اطفال مدرسه را از صغر سنّ بنطقهای مکمّل دلالت نمائید که در اوقات فرصت و راحت مشغول بنطق فصیح گردند و بیان بلیغ نمایند ای مظاهر الطاف الهی در این دور بدیع اساس متین تمهید تعلیم فنون و معارف است و بنصّ صریح باید جمیع اطفال بقدر لزوم تحصیل فنون نمایند لهذا باید در هر شهری و قریه ئی مدارس و مکاتب تأسیس گردد و جمیع اطفال بقدر لزوم تحصیل فنون نمایند...»2 تحصیل علوم و فنون و توانائی ایراد خطابه ونطق دو موضوعی است كه در بالا به آن اشاره شده است. در مجموعه كتابهای روحی، در قسمت طرح توان دهی نوجوانان، توانائی سخنرانی و آموزش آن با شیوه ای نو، و كلامی شیوا بیان شده است تا مربی بتواند آن را به دانش آموزان خود ارائه بدهد. پس می بینید كه یكی از اساس دین بهائی توجه به آموزش و پرورش وتعلیم وتربیت است. بنابر همین اصل، بسیاری از دانشمندان امر بهائی، مانند دكتر فرزام ارباب، كه اكنون یكی از اعضاء بیت العدل اعظم الهی نیز میباشند، سالها وقت خود را صرف ترویج این روشها كرده اند. كسانی مانند ایشان سالها در محروم ترین نقاط آمریكای جنوبی و آفریقا به تعلیم و تربیت اطفال پرداخته اند. ماحصل آن تلاشها را می توانید در انواع مقالات و جزواتی كه آنان منتشر كرده اند بیابید. ساده تر آنكه بهائیان بنابر تعالیم دین شان، قصد دارند، برای برپائی دنیایی بهتر، كه عاری از جهل و تعصب باشد، به جمیع من علی الارض كمك كنند، ناگفته پیداست كه لازمه ساختن دنیای عاری از جنگ، نفرت، خشونت و تعصب، تربیت كودكانی است كه نسالهای آینده بشر را تشكیل خواهند داد. واین تربیت جز با آموزش میسر نخواهد شد. اما چرا عده ای در ایران، این نوع تعلیم و تربیت را ناخوشایند می پندارند؟ تعلیم و تربیتی كه نه تنها كپی برداری ناشیانه از كشورهای غربی نیست، بلكه كاملا ایرانی و مملو از معنویات نیز می باشد. اما نویسنده مقاله چه هدفی را دنبال می كند؟ میخواهد با نشان دادن چند سایت و زیر وكردن جملات دكتر میلانی به چه نتیجه ای برسد؟ آیا ایشان، سخنان یكی از كارمندان آن انتشاراتی را بیشتر قبول دارند یا قسم قرآن هموطنان و همكیشان خود را؟ یا شاید هم این گمان بر ایشان مستولی شده كه این خانواده نیز در برخورد با بهائیان حتما اغوا شده اند و...آیای نامه آقای رستمی را نیز ندیده اند؟ اگر موضوع برعكس بود، یعنی آن كارمند چنین چیزی را نگفته بود، آیا ایشان و تمام انتشاراتی را از عوامل و سرسپردگان صهیونیزم نمیخواندید؟ كاری كه در این سالها شاهد آن بوده ایم، هر جا كه تیغتان دیگر نمی بُرد تهمت صهیونیست بودن را روانه كارزار كرده اید. در این میان حتی شكنجه گران بازداشتگاه مخوف كهریزك را از عوامل صهیونیزم خوانده اید!! اما دوست عزیز، چرا در این مملكت هركس قصد آبادانی دارد باید با تهمتی بی اساس از صحنه بدر شود؟ از كاشف واكشن ایدز گرفته تا جوانان بهائی. نویسنده محترم، چرا بجای اینكه عده ای جوان و یا یك موسسه غیردولتی، پیشقدم چنین اموری شود دولت پیشقدم نمی شود؟ شاید این درخواست از دولتی كه ملت ایران را از یاد برده و تنها به امت اسلامی می اندیشد، كمی ساده لوحانه باشد؛ اما تاكی باید برای اشك كودك دارای فلسطینی، نگران باشیم، و كودكان ندار كشورمان در فقر وتنگدستی بزرگ شوند؟ اشتباه نكنید، كودك فلسطینی هم انسان است، جنگ و بی خانمی حق او هم نیست، باید به آنها هم كمك كنیم، اما چرا كودكان خود را از یاد برده ایم؟ چه كسی آینده این كشور را می سازد، كودك فلسطینی یا كودك ایرانی؟ بله كودك ایرانی. اما هر دوی این كودكان زمانی كه دارای تربیت صحیح باشند قادر خواهند بود، با كمك یكدیگر آینده دنیا را بسازند و ریشهء تعصب، نژادپرستی، جنگ و ... را از بیخ وبن بركنند. پس بجای اینكه به تاریكی لعنت بفرستید، یك شمع روشن كنید... منابع: 1- حضرت عبدالبهاء - منتخباتى از مكاتیب حضرت عبدالبهاء جلد ۱ 2- حضرت عبدالبهاء - منتخباتى از مكاتیب حضرت عبدالبهاء جلد ۱ تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|