در رابطه با ایراد آقای نوربخش
نوشته شده توسط دبیر
۲۴ شهريور ۱۳۸۶

در رابطه با ایراد آقای نوربخش 

 

دوست عزیز نوشته اند که چرا حضرت عبدالبهاء نشان امتیاز دولت انگلستان را قبول کردند. پاسخ:  این واضح  است که ایشان اکراه داشتند که چنین نشانی را بپذیرند ولی در عین حال روش ایشان روش توهین به هیچ  ملت و دولتی نبود چرا که هدف ایشان ایجاد صلح و وداد و و حدت در جهان بود و برای همین خاطر نسبت به همه ملل و دول دعا فرمودند که موفق به خدمت به همه نوع بشر شوند. به همین جهت با  اکراه قبول کردند ولی  بلافاصله ان نشان را کنار گذاردند وهرگز ذکری از ان نکردند. بسیاری از آزادگان مانند اقبال لاهوری و نلسون مندلا نیز این نشان را دریافت کردند و پذیرفتند. اما سوال دوست عزیزچنین وانمود میکند که گویا بر خلاف کشورهای دیگر، انگلستان تنها کشور متجاوز و غیر اخلاقی بوده است و فکر می کنند که ریشه کن ساختن  تجاوز و استعمار با صرفا  طرد  ان کشور که ذلت دیگر کشورها را می پسندید میسر است. در پاسخ باید گفت که اولا علت استعمار، هیچ کشور بخصوصی یا فرهنگ خاص هیچ کشوری نیست.

 بلکه اینها صرفا عوارض است و نه علل. علت اساسی تجاوز و استعمار دو چیز است: اول ساختار هرج و مرج سیاسی و غیر دمکراتیک بین المللی و دوم فرهنگ تعصب های ملی، نژادی، دینی و مانند آن که اجازه می دهد که گروههای دیگر را از انسانیت و حقوق مساوی ساقط نمود. این دو عامل است که استعمار و تجاوز را بوجود می آورد و این دو عامل در همه جهان و در حق تقریبا همه کشورها مصداق داشته و حتی هنوز هم دارد. آئین بهائی با استعمار مخالف است و نه با یک نوع آن. بنابراین هدفش نابودی علل زیربنائی استعمار از سرتاسر جهان است. به همین جهت شارع بهائی به سران جهان (از جمله ایران، کشور عثمانی، فرانسه، روسیه، آلمان، اطریش، پاپ، و انگلستان) پیام فرستاده و همگی را دعوت کردند که اولا ساختار غیر دمکراتیک سیاسی بین المللی را با تعمیم اصل دمکراسی به حیطه  تصمیم گیری بین المللی و ایجاد نهادهای دمکراتیک جهانی از ریشه دگرگون سازند تا دیگر هیچ کشوری نتواند برای دیگران تصمیم گیری کند و بر انها زور گوید. ثانیا با ارائه یک نظام ارزشی و روحانی جدید، بشر را در جهت اصل تقدس همه انسانها و وحدت  عالم انسانی و تساوی حقوق همگان و نفی تعصبات و نفرتها سوق دهند و تر بیت نمایند تا ریشه ستم را از جهان بر اندازند. در دنیا تقریبا کشوری نیست که وقتی توانسته بر دیگر کشورها نتازد و به استثمار و ظلم به دیگران نپردازد. امپراطوری عثمانی بر نیمی از اروپا تچاوز کرد و تبعیض مذهبی و قومی و اقتصادی هنجار آن بود. اما حضرت عبدالبهاء که خود زندانی و ستمدیده ان کشور بودند در حق ان کشور دعا فرمودند. مثلا کشورهای اسپانیا و پرتغال بودند که به قتل عام سرخپوستان و غارت جواهرات و منابع مظلومان پرداختند ولی بعدا نه انکه نخواهند که چنین کنند بلکه نتوانستند که به تحکم خود ادامه دهند و بزودی جای انها را انگلستان و فرانسه و المان گرفتند. ژاپن چه بلاهائی که بر سر چین و کره و دیگر مناطق وارد نکرد. آلمان به چه فجایعی که دست نزد. ترکها جه که بر سر ارمنیان نیاوردند و افریقائیان در کشتار قبائل و برده گیری چه ها  که نکردند و در کامبوجیا و چین چه کشتارها که نشد. آیا باید با تمام جهان ترک هر نوع رابطه کرد یا آنکه به اصلاح آن پرداخت. تاریخ ایران عزیز نیز آکنده از کشورگشائیها و همچنین عکس آن است اما این امر نتیجه اجتناب ناپذیر نظامی بین المللی و فرهنگی بوده است که بر سرتاسر چهان حاکم بوده است. در این نظام ضد اخلاقی چیرگی و استعمار بد است اگر توسط دیگران صورت یابد ولی همان کار دلاوری و وطن دوستی است اگر توسط خود صورت گیرد. چنگیز خان با اعمال ضد بشرش منفور ایرانی است اما قهرمان ملی و حماسی مغولستان است. دیانت بهائی نه با این کشور یا ان کشور بلکه با اصل استعمار و ظلم مخالف است ودر نتیجه روشش معطوف به علل و زیر بناست و نه عوارض و ظواهر. در این راستاست که حضرت عبدالبهاء به جای طرد و لعن گروههای گوناگون به تربیت آنان و تشویق ایشان در جهت نظامی انسانی اقدام می فرمودند، کاستیها و ستمها را با اتکا به اصول اخلاقی عمومی و انسانی مورد اتتقاد قرار می دادند بی آنکه در جزئیات مسائل سیاسی دخالت کنند.

اما هر کشور و ملتی علاوه بر سیاستهای منفی و ظالمانه نسبت به گروههای داخلی و خارجی، دارای عوامل مثبت و خلاقی هم بوده است. حضرت بهاء الله و حضرت عبدالبهاء در عین انتقاد از علل ظلم و عدوان به نکات مثبت ملل و دول گوناگون هم توجه می فرمودند تا با تشویق عوامل مثبت، آن چوامع را در جهت تعمیم داد و راستی سوق دهند. انگلستان هم  همانند همه دیگر کشورها مشمول همین اصل بود. حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء نکات مثبت انگلستان را تشویق فرمودند: انگاستان اولین کشوری بود که دمکراسی سیاسی و نظام پارلمانی را در خود بوجود آورد. انگلستان اولین کشوری بود که برده داری را غیر قانونی کرد (عربستان سعودی 200 سال بعد با اکراه و قشار خارج چنین کرد). انگلستان در خصوص آزادی دین و عقیده سردمدار و پیشرو بود. این اصول مورد تشویق حضرت بهاء الله قرار گرفت ولی ایشان ضرورت حق دمکراسی برای همه جهان را متذکر شدند و  در الواح خویش به خصوص به اعضای پارلمان انگلستان (و نیز دیگر کشورها) امر فرمودند که بجای منافع خصوصی انگلستان باید بر اساس توجه به منافع عمومی و جهانی تصمیم گیری کنند و آزادی و دمکراسی را حق همگان بدانند و نه قثط خودشان. بخاطر این اصول است که دیانت بهائی در تغییر و تر بیت همه جهان می کوشد و به ریشه کن ساختن استعمار و ظلم در همه ابعاد آن توجه می کند. یه یک کلام آئین بهائی یک مکتب سیاسی با اهداف خاص و خصوصی و روشهای سیاسی نیست بلکه آئینی الهی است که می خواهد ساختار ظلم و نفرت را از میان ببرد و روش آن هم تقلیب فرهنگ و ساختار نظام ظلم جهانی است و نه تمرکز به این یا ان انعکاس عرضی نظام نابرابری.

       کورش

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
فلات |1386-6-24 11:59:48
مرحبا به کوروش عزیز. ولی متاسفانه هرچه دلیل قانع کننده تر باشد لجاجت وسرسختی با این آیین عمیقتر و شدید تر است.
گویا این حضرات نقش روحانیون را در ترویج خرافات واوهام در زمان صفویه وهماری خاینانه آنان درزمان فتعلیشاه که
منجر به دو جنگ واز دست بخشی از ایران شد
فراموش کرده اندکه حال لقب سر گرفتن عبدالبها را زیر سوال میبرند.
Mehrdad Mirhadi  - حضرت عبد البها |1386-6-24 18:07:25
اگر حضرت زردشت ظاهر نمیشد ایران محو و نابود شده بود و اگر تعالیم حضرت زردشت نبودایرانیان بکلی بی نام و نشان شده
بودند» (عبد البها)... «ایران وقتی بهشت برین بود و آئینی نازنین داشت اهالی ایران سر دفتر علم و عرفان بودند و عزتش
پایدار بود و صیت عظمتش جهانگیر. ولی افسوس که خاک ایران جولانگاه بیگانگان شد و بنیان قدیم ایران به تنزل آمد و
بنیاد بر افتاد.نشانه ئی از فضائل پیشین نماند و از اوج عزت به حضیض ذلت افتاد.(عبد البها ) «اگر نفسی موفق بر آن
گردد که خد مت نمایان به عالم انسانی علی الخصوص به ایران نمایدسرور سر وران است و عزیز ترین بزرگان »(عبد البها
امر وخلق ج3 ص289 )ای یاران مژده باد شما را که ایران به پر تو بخشش خداوند مهر بان ترقی عظیم نماید .... بلکه امید چنین
است که در آینده غبطه روی زمین شود و نفحه مشکین ایران خاور و باختر را معطر نماید عبد البها»..... الواح حضرت عبد
البها چون کبوتران سپید بالی از مرکز آشیان حضورش تا در سراسر جهان گستر ده بود و صد ها لوح از قلمش جاری می شد حضرت
عبد البها با عزم راسخی به هدایت نفوس در سراسر عالم پر داخت و در این راه هرگز از پای ننشت . در کودکی و آغاز نو
جوانی به زندان گرفتار و در پیری و فرسودگی از آن استخلاص یافت یعنی پس از پایان جنگ بین الملل که حکومت عثمانی
سقوط کرد و حکومت انگلیس قیمومت آن سر زمین را عهد ه دار گر دید . کسانی که نشان لیاقت و قدردانی را به پاس زحمات
عبد البها و تمجید از اثرات اتحاد بر انگیز آن مثال اعلی برای صلح و عشق به بشریت به ایشان تقدیم نمودند از مقام
شامخ حضرتش اطلاعی نداشتند!! و این حرکت نشانی بود از نهایت احترامی که برای خدمات بی وقفه حضر ت عبد البها قائل گر
دیدند .بهائیان سراسر عالم حضرتش را عبد البها می نامند و این نامی است که آن وجود آسمانی ، پس از صعود پدر بزرگوارش
برای خود انتخاب فرمود و گفت «نام من عبد البها است» «صفت من عبد البها است » «نعت من عبد البها است». و اینک نام
عبد البهادر سراسر عالم بهائی با شکوه و ستایشی وصف ناپذیر از زبان عاشقانش جاری است .حضرت عبد البها سه سال پس
ازپایان جنگ بین الملل در حیفا صعود فر مودند و هنگام تشیع هزاران نفر از نژادها و مذاهب مختلف ، مسلمان، یهود ،
مسیحی و هم چنین نمایندگان و روسای کشورهای مختلف در مراسم روحانی تشیع شرکت نموده و در ستایش ایشان نمایندگان
تمام ادیان سخنرانیها نمودند . «چنین جمع متحد ، کنار هم که تا آن زمان بی سابقه بود ، ناگهان عموم را آگاه کرد که
نفس مقدسی را از دست داده اند که در آن سر زمین پر از اختلاف و خشم و ستیز مظهر اتحاد و اتقاق و نمونه محبت ووحدت
بود» د
Mehrdad Mirhadi  - ها بیل و قابیل |1386-6-24 18:19:57
میرزا مهدی امام جمعه اول تهران که در توطئه قتل قائم مقام دست داشت بر انداختن آن مرد بزرگ را به وزیر مختار
انگلیس تبریک گفت» امیر کبیر و ایران ص 723
نوربخش  - لقب "سر"چيست؟ |1386-6-25 04:16:02
ضرورت دارد آقايان در نظر داشته باشند كه "سر" يك نشان نيست كه عباس افندي از آن استفاده بكنند يا نه.ت
القابي
مثل سر، شواليه،لژيون و... كه در كشورهائي مثل انگليس و فرانسه رايج است همواره براي دارنده منافع بسياري مانند
حقوق مادام العمر،امكان آمد وشد به دربار،استفاده از تسهيلات اقتصادي وبراي شهروندان حق انتخاب شدن در سنا و... را
باعث مي شود كه به نظربسيار فراتر از يك نشان لياقت يا شبيه آن است!!ت
نوربخش  - چرا عباس افندي مفتخر به القاب شد |1386-6-25 05:17:59
آقايان خود نيز مي دانند كه همانگونه كه در خاطرات خانم بلانفيلد ومنابع تاريخ ديانت بها آمده عمده ترين دلايل
دريافت نشان از دولت انگليس همكاريهاي بسيار عبدالبها در فعاليتهاي پشتيباني ارتش انگليس در دوران جنگ جهاني وبه
ويژه در تامين آذوقه بوده است.ت
نوربخش  - چرا عباس افندي مفتخر به القاب شد |1386-6-25 05:26:28
قسمتي از خطبه هاي عبدالبها در انگليس را بخوانيد:اهالي ايران بسيار مسرورند كه من آمدم اينجا والفت بين ايران
وانگليس است.ارتباط تام حاصل مي شودونتيجه به درجه اي ميرسد كه بزودي افراد ايران جان خود را براي انگليس فدا مي
كنند.ت
سخنراني در منزل ميس كراپر،1911خطابات عبدالبها
نوربخش  - به عمل كار برآيد |1386-6-25 05:30:15
همه اين وقايع در زماني بود كه مردم ايران در آتش اشغال و قحطي مي سوختند وبه قول شوقي افندي دچار انتقام حضرت بها
الله شدند.ت
حضرات يك نمونه از خدمات بابيه وبهائيت را به ايران با مصداق بفرمايند،چرا كه مصاديق بسياري براي
مدعاي خود دارم كه عرض مي كنم.ت
Mehrdad Mirhadi  - حقیقت |1386-6-25 06:15:07
الله ابهی جناب «دوست »، باتشکر از شماکه به راستی و حقیقت بیان مطلب فرمودید.بنده چون به حسن نیت بعضی! اعتقاد!!
دارم به آن چه سرکار فرموده اید جسارتا توضیحی اضافه می نمایم تا مطلب بیشتر روشن شود.اهالی فلسطین خصوصا ساکنین
عکا را بیشتر اعراب مسلمان تشکیل می دادند بهائیان چه ساکنین و چه مسافرین بهائی به دستور حضرت عبد البها، روی
زمین هائی که بحال خود رها شده بودند شروع به کشت غلات نمودند و با کار شبانه روزی خود موفق شدند تا هنگام جنگ از
حاصل دسترنج خود روزانه نان پخته و رایگان به اهالی فقیر و گرسنه و رها شده بحال خود برسانند!!از این خوان نعمت،
مسلمان،یهودی و مسیحی یکسان بهر ه مندگر دیدند. نا گفته نماند که سلطان ترک که ملت مسلمان را چنین گرسنه و تنها
بحال خود رها کر ده بود، خلیفه و پیشوای عالی اسلام شناخته میشد!!. عکا شهری است که از لسان داوود به « مدینه محصنه»
موسوم و هوشع آن را« باب امید»نام نهاده و حضرت رسول اکرم در وصف این شهر می فرماید« طوبی لمن زار عکا و طوبی لمن
زار زائر عکا» ترجمه به مضمون این که،( خوشا به حال کسی که عکا را ببیند و خوشا به حال کسی که زیارت کننده عکا را
زیارت کند.)با تشکر از آنانی که بادر گیری های ذهنی خود!!،هر از گاهی، این توفیق را برای این بندگان فراهم می سازند
تا مطالبی را جهت روشن شدن اذهان هموطنان غیر بهائی وارجمند خود به اطلاع ایشان برسانیم .
Mehrdad Mirhadi  - تعصب |1386-6-25 12:43:59
ایران زادگاه دیانت بهائی است و نه تنها بهائیان ایران ، که بهائیان سرا سر جهان ایران را می پرستند و مقدس می
دانند . بنده نمی دانم چرا هر وقت از ایران و تاریخ باستانی ایران مطلبی نوشته می شود برای بعضی ایجاد تنش و عصبیت
می کند!؟در حالی که ملی گرائی ضد دین نمی باشد! حضرت بها الله می فرمایند« اهل بها چه در ایران و چه در خارج آن موطن
جمال اقدس ابهی را پرستش نمایند و در احیا و تعزیزو ترقی و ترویج مصالح حقیقیه ی این سر زمین، منافع و راحت بلکه
جان و مال خویش را فدا و ایثار کنند.....یقین نمایندکه از همه بیشتر و از همه مخلص تر و از همه ثابت تر در احیای ایران
و تعزیز ایرانیان به وسائط حقیقی می کوشند و مطمئنند که ایران عاقبت عزیز و توانا خواهد شد .....عنقریب آن اقلیم قدیم
مرکز فیض جلیل شود و آواز ه ی بزرگواریش گوشزد خاور و باختر گرددو مر کز سنوحات رحمانیه شود و مصدر فیوضات ربانیه
گردد» ماه رمضان ،بنده را به یاد این بیان مبارک حضرت عبدالبها انداخت که می فرمایند « ای سائل، صوم عبارت از کف
نفس است از جمیع ماکولات و مشروبات ، دخان از جمله مشروبات است و انسان نباید لسان را به کلمات فظیه بیالاید» دروغ
و بهتان هم نزد موءمنین مسلمان روزه را باطل می کند.البته شاید اگر در مورد غیر مسلمان به عمل آید صواب هم داشته
باشد!!!! . عبادات شما انشا الله چنان باشد که قبول حق باشد د
نوربخش  - صحبت بر سر ايران است |1386-6-26 02:34:05
آنچه آمد در باره مردم فلسطين و...كمترارتباطي با فلاكتهاي ايرانيان در دوره جنگ بيت الملل ندارد كه ناچار بودند
بجاي آرد خاك اره پخت كنند و نان اجانب انگليسي را تامين نمايند و سوال اينجا بود كه چه كرد بهائت براي نجات ايران.ت
نوربخش  -  مسرت شوقي از بالياي ايران |1386-6-26 02:55:49
افراد ملت ايران كه با قساوتي محير العقول وشقاوتي مبين،به تنفيذ احكام ولاه امورو روساي شرع اقدام نمودندو ظلم
واعتسافي مرتكب گشتند كه به شهادت قلم ميثاق در هيچ تاريخي از قرون اولي و اعصار وسطي از ستمكارترين اشقيا حتي
برابره افريقا شنيده نشد،به جزاي اعمالشان رسيدند و درسنين متواليه آسايش و بركت آن ملت متعصب جاهل ستمكار بالمره
مقطوع گشت و آفات گوناگون از قحطي و بليات اخري كل را از ضعيف و شريف احاطه نمود.ت
لوح قرن ص128
Mehrdad Mirhadi  - ترک تعصبات |1386-6-26 10:54:37
پر ور دگارچشم عنایت فرموده که در آفاق بنگریم و آنچه وسیله تمدن و انسانیت است به آن تشبث نمائیم.عبد البها» در
دوران حکومت قاجار مر دم ایران در نهایت جهل و خر افات بودند و اوضاع مالی و اقتصادی مملکت بسیار خراب بود. جز
درباریان جاه طلب و روحانیون طراز اول که بسیار ثر وتمند بو دند.مر دم بدبخت از یک قحطی خلاص نشده گرفتار قحطی بعد
می شدند .از زمان فتحعلی شاه دخالت ونفوذ روحانیون در امور اداره مملکت روز به روز افزایش یافت .در حقیقت دربار کار
ائی چندانی نداشت و تحت نفوذو سلطه طبقه رو حانی بود.دخالت روحانیون باعث گر دید تاایران داخل در جنگی نابرابر
با روسیه شد که پیامد فاجعه بار آن از دست رفتن بخش بزرگی از کشور گر دید. در باریان و سیاسیون میل به جنگید ن
نداشتند و آنرا به صلاح کشور نمی دانستند . « ناسخ التواریخ » می نویسد« در جواب مخالفت سیاسیون با جنگ،روحانیون
چنین گفتند« همانا شما را در عقیدت و کیش خویش فتو ریست و الا چگونه جهاد با کافران را مکر وه می شمارید» «... با
رجال دولت در آویختند و دین را بهانه ساختند و صلاح امت بر زبان راندند و عزل وزرا خواستند و بنیان انصاف بر
انداختند ....عاقبت اصرار بر جنگ نمو دند و در افواه عوام اند اختند که روس دولتیست ما یوس و سپاه لشگرش پیکریست
بیروح ....ما امت قاهره هستیم....جهاد کنیم و بنیاد عناد بر اندازیم و شهر ه آفاق شویم و سرورامم....خزاین بباد رفت و
ولایات آباد خر اب آباد گشت، و ثر وت دولت و رعیت محو و تاراج.عبد البها »...« در ازمنه سابقه ایران به منز له قلب
عالم و چون شمعی بر افرو خته بین انجمن آفاق منور بود...حکمت حکومتش حکمای اعظم عالم را متحیر ساخته و قوانین سیاسیه
اش دستو ر العمل کل ملوک قطعات اربعه عالم گشته. عبدالبها»...« در این سالهای جدال و قتال جمیع اهل عالم در اشد وبال
، علی الخصوس ایرانیان که مورد جمیع آفات شدند.عبد البها . لوح حاجی ید الله سدهی» ....(مجلس تمام گشت و به آخر رسید
عمر....ما همچنان در اول وصف تو ماند ه ایم)..... « محدودیت دید و درک ما دلیل محدو دیت و اقعیت نیست» ...« حضرت بها الله
می فرماید، عطیه کبر ی و نعمت عظمی در رتبه اول خر د بوده و هست . اوست حافظ وجود و ناصر او . خر د پیک رحمان است و مظهر
اسم علام. به او مقام انسان ظاهر و مشهود ..از یمن تر بیت او عنصر خاک دارای گو هر پاک شد و از افلاک گذشت. بها الله»
اعظم منقبت عالم انسانی علم است .... و اشرف مر کز در عالم انسانی ، مر کز علوم و فنون است ، علم سبب روشنائی عالم است
...دین باید مطابق علم و عقل باشددین که مطابق عقل کلی نباشد جهل است.... اگر دین ضد علم باشد آن جهل است پس باید دین
مطابق عقل و علم باشدو امتیاز انسان از حیوان به عقل و علم است پس اگر عقائد دینیه منافی علم و عقل باشد،البته جهل
است. انسان آنچه می شنود باید آنرا تطبیق به عقل الهی و علم کند.اگر علم و عقل قبول کند آن حق است اما اگر بهیچوجه
علم حقیقی و عقل کلی تصدیق ، نکند آن جهل .است.....بهاالله »م
Mehrdad Mirhadi  - تهمت های تکراری |1386-6-26 14:33:50
س«این جهان پر آفتاب و نور ماه----تو بخفته سر فر و بر ده به چاه» «که اگر نو ر است پس کو روشنی----سر بر آر از چا ه و
بنگر ای دنی » «جمله ی عالم از آن خود نو ریافت----تا تو در چاهی نخواهد بر تو تافت . مولانا»ما به عنوان بهائی اهل
تحقیق هستیم و نه تقلید! (دعوا سر همین است!!!!) تحقیق از تعالیم بهائی می باشد . حال چگونه ممکن که بهائیان جهان از
هر نز اد و زبانی و در هر کشور و قار ه ای از بدو تاسیس این دیانت ، با هم توافق کر ده باشند که به هیئت اجتماع برای
کشورهای آمریکا، روسیه، اسرائیل ، انگلستان بنا به اعتقاد ایران، به جاسوسی مشغول باشند ؟!؟!. چون از نظر پر اکندگی
دیانت بهائی بعد از مسیحیت در مکان دوم قرار دارد، بنا بر این بهائیان جهان اعم از آمریکائی ، انگلیسی، روسی
کانادائی یو نانی ، تمام آمریکای جنوبی ، هندی ، چینی ، مالزیائی ، تایلندی ، زاپنی و صد و خر ده ای کشور دیگر همه و
همه در حال جاسوسی برای این چند کشوری که ایران تعیین کرده است ، می باشند. تکلیف نوزا دانی که در طو ل این سالها زا
ده شد ند و بعد ها هم بدنیا خواهند آمد ، باتوجه به اعتقاد بهائیان بر « تحقیق » و نه تقلید! چه می شود !؟. آیا آنها
جاسوسی را از و الدین خود به ارث خواهند برد!؟!؟ که این مغایر با تعالیم بهائی است !!حال وقتی اعلام می شود که
بهائیان برای این چند کشور ، بدون استثنا و در سطح جهان مشغول جاسوسی!!؟ می باشند و این دولت ها هم کمترین مخالفتی
با این شیو ه ی جاسوسی عجیب و غریب ندارند!! ، پس یا صلح جهانی اتفاق افتاده است!!؟ و یا این که بهائیان با جاسوسی خود
در سراسر عالم باعث اتحاد بین ملل جهان شد ه اند!!! از هر طرف بنگری عدو شود سبب خیر
نوربخش  -  آيا گفته شوقي از بي خردي است؟ |1386-6-27 01:09:05
آنچه شوقي در مسرت از بلاياي نازله به ايران گفت از بي خردي است يا منشا در علم الهي او دارد؟
عرض كردم كه مصداق
براي خدمات بهائيت به ايران را بياوريد.به گمانم اين عجز نشاني جز بي بضاعتي بهائيت نباشد كه مصداق متناقض بسيار
دارم.ت
دبیر |1386-6-27 02:23:49
http://negahedigar.blogfa.com/
دبیر |1386-6-27 02:24:52
http://politics-bahaee.blogfa.com/post-26.aspx
پیروز |1386-6-27 09:52:19
دوستان عزیزاهل اندیشه و تحقیق
در ارتباط با فرمایشات جناب نور بخش گرامی که در ذیل این مقاله ابراز فرمودند
نکاتی را مختصرا معروض میدارم.باشد که خداوند ما را به جامه اندیشه و تحقیق مزین نماید و از آفت تعصب و تقلید محفوظ
دارد.

ایشان در کامنتی با عنوان چرا عباس افندی مفتخر به القاب شد قسمتی از خطابات عبدالبها را ذکر کرده
اند(البته تنها قسمتی که باب میل جناب نور بخش بوده است).جهت احترام به مقام تفکر و فهم دوستان فرهیخته بیان
عبدالبها را از همان کتاب و همان صفحه که جناب نور بخش ماخذ داده اند ذکر میکنم:
"(نطق مبارک )
در منزل مسس کراپر
١٣ سپتامبر سنه ١٩١١
خوش آمديد اهالی ايران بسيار مسرورند
از اينکه من آمدم اينجا اين آمدن من اينجا سبب الفت
بين
ايران و انگليس است ارتباط تام حاصل ميشود*
نتيجه بدرجه ای ميرسد که بزودی از افراد ايران جان
خود را برای انگليس
فدا ميکند همين طور انگليس
خود را برای ايران فدا مينمايد * لهذا نهايت سرور را
دارند * يعنی نميدانم چگونه بيان
کنم بجهت نتايج آن
من راضی هستم من از خدا ميخواهم که اين دو ملت را
مانند دو برادر کند ارتباط بدرجه ای رسد که
ابدی
باشد *..."
(خطابات عبدالبها جلد1 صفحه 23)


جناب نوربخش در قسمتی دیگر از فرمایشات خویش فرموده اند"
حضرات يك نمونه از خدمات بابيه وبهائيت را به ايران با مصداق بفرمايند"
هر چند که که شرح خدمات جامعه بهایی چه
از بعد تعالیم و چه از بعد مصادیق متعدد است ولی ازآنجایی که ایشان ذکر یک نمونه را طلب نموده اندذکر می گردد از
آنجایی که در دیانت بهایی مساله تعلیم و تربیت برای دختران و پسران امری اساسی و اجباری است و از جمله تعالیم دیانت
بهایی میباشد با عنایت به این مطلب بهاییان ایران قریب یکصدسال قبل به تاسیس مدارس تعلیم و تربیت به شیوه امروزی
جهت تحصیل دختران و پسران ایرانی(خواه بهایی خواه غیربهایی)در تهران و سایر نقاط ایران پرداختند تا دختران و
پسران ایرانی به یکسان از تحصیل برخوردار گردند.(این درست در زمانی بود که زنان و دختران ایرانی از کمترین امکان
پیشرفت برخوردار نبودند)


جناب نوربخش در قسمتی دیگر از فرمایشاتشان با عنوان لقب سر چیست فرموده اند" القابي
مثل سر، شواليه،لژيون و... كه در كشورهائي مثل انگليس و فرانسه رايج است همواره براي دارنده منافع بسياري مانند
حقوق مادام العمر،امكان آمد وشد به دربار،استفاده از تسهيلات اقتصادي وبراي شهروندان حق انتخاب شدن در سنا و... را
باعث مي شود كه به نظربسيار فراتر از يك نشان لياقت يا شبيه آن است!!ت"
که البته ایشان با بیان این مطلب خود جواب
گوی شبه خویش شده اند چرا که عبدالبهابه شهادت تاریخ به هیچ درباری آمد و شد نکرد،حقوق و تسهیلات از هیچ دولت و
مقامی هرگز دریافت نداشت(البته نزدیک به چهل سال بنا به حکم دو دولت قاجارو عثمانی تبعیدو زندانی بود!)

با آرزوی
دنیایی سرشار از اندیشه و انصاف.


3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."